holograph

[ایالات متحده]/ˈhɒl.ə.ɡrɑːf/
[بریتانیا]/ˈhoʊ.lə.ɡræf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سندی که به طور کامل به خط شخصی که امضای آن را دارد نوشته شده است
adj. به طور کامل توسط شخصی که نامش بر روی آن است نوشته شده؛ کاملاً به صورت دست‌نویس نوشته شده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

holograph image

تصویر هولوگرافیک

holograph technology

فناوری هولوگرافیک

holograph display

نمایش هولوگرافیک

holograph projection

پروژه‌های هولوگرافیک

holograph data

داده‌های هولوگرافیک

holograph model

مدل هولوگرافیک

holograph effect

اثر هولوگرافیک

holograph art

هنر هولوگرافیک

holograph recording

ضبط هولوگرافیک

holograph analysis

تجزیه و تحلیل هولوگرافیک

جملات نمونه

the scientist created a holograph of the ancient artifact.

دانشمند یک هولوگرام از شیء باستانی ایجاد کرد.

we can use a holograph to visualize complex data.

ما می‌توانیم از یک هولوگرام برای تجسم داده‌های پیچیده استفاده کنیم.

the holograph displayed a 3d image of the city.

هولوگرام یک تصویر سه بعدی از شهر به نمایش گذاشت.

she was amazed by the realistic holograph of the dinosaur.

او تحت تأثیر هولوگرام واقع‌گرایانه دایناسور قرار گرفت.

the presentation included a holograph to enhance understanding.

ارائه شامل یک هولوگرام برای افزایش درک بود.

holograph technology is becoming more accessible every year.

فناوری هولوگرام هر سال در دسترس‌تر می‌شود.

they used a holograph to create a virtual tour of the museum.

آنها از یک هولوگرام برای ایجاد یک تور مجازی از موزه استفاده کردند.

the artist incorporated a holograph into her installation.

هنرمند یک هولوگرام را در نصب هنری خود گنجاند.

he was fascinated by the potential of holographs in education.

او مجذوب پتانسیل هولوگرام‌ها در آموزش شد.

using a holograph can make learning more interactive.

استفاده از یک هولوگرام می‌تواند یادگیری را تعاملی‌تر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید