holotype

[ایالات متحده]/ˈhəʊləʊtaɪp/
[بریتانیا]/ˈhoʊləˌtaɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نمونه نوعی منفرد که توصیف و نام یک گونه جدید بر اساس آن است
Word Forms
جمعholotypes

عبارات و ترکیب‌ها

holotype specimen

نمونه‌ی هم‌تایپ

holotype designation

تعیین‌نامه‌ی هم‌تایپ

holotype description

توصیف هم‌تایپ

holotype repository

نگاهبانه‌ی هم‌تایپ

holotype identification

شناسایی هم‌تایپ

holotype location

موقعیت هم‌تایپ

holotype collection

کلکسیون هم‌تایپ

holotype type

نوع هم‌تایپ

holotype taxon

گروه‌بندی هم‌تایپ

holotype analysis

تحلیل هم‌تایپ

جملات نمونه

the scientist discovered a new species and designated its holotype.

دانشمند یک گونه جدید را کشف کرد و نمونه‌ی نوعی آن را تعیین کرد.

each holotype is crucial for the classification of species.

هر نمونه‌ی نوعی برای طبقه‌بندی گونه‌ها بسیار مهم است.

the holotype serves as the primary reference for future research.

نمونه‌ی نوعی به عنوان مرجع اصلی برای تحقیقات آینده عمل می‌کند.

researchers often compare new specimens to the holotype.

محققان اغلب نمونه‌های جدید را با نمونه‌ی نوعی مقایسه می‌کنند.

the holotype was collected from a remote location.

نمونه‌ی نوعی از یک مکان دوردست جمع‌آوری شد.

in taxonomy, the holotype is essential for defining a species.

در طبقه‌بندی، نمونه‌ی نوعی برای تعریف یک گونه ضروری است.

holotypes are often preserved in museums for further study.

نمونه‌های نوعی اغلب برای مطالعه بیشتر در موزه‌ها حفظ می‌شوند.

finding a holotype can take years of fieldwork.

پیدا کردن یک نمونه‌ی نوعی ممکن است سال‌ها کار میدانی طول بکشد.

the holotype must be carefully documented and labeled.

نمونه‌ی نوعی باید به دقت مستند و برچسب‌گذاری شود.

understanding the holotype is fundamental for biologists.

درک نمونه‌ی نوعی برای زیست‌شناسان اساسی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید