homodyned

[ایالات متحده]/ˈhɒməʊdaɪnd/
[بریتانیا]/ˈhoʊməˌdaɪnd/

ترجمه

adj. داشتن تفاوت صفر یا ضرب صفر

عبارات و ترکیب‌ها

homodyned signal

سیگنال هوموداین

homodyned detection

تشخیص هوموداین

homodyned measurement

اندازه‌گیری هوموداین

homodyned noise

نویز هوموداین

homodyned output

خروجی هوموداین

homodyned method

روش هوموداین

homodyned process

فرآیند هوموداین

homodyned analysis

تجزیه و تحلیل هوموداین

homodyned technique

تکنیک هوموداین

homodyned system

سیستم هوموداین

جملات نمونه

the signal was homodyned to improve clarity.

سیگنال برای بهبود وضوح، هومووداین شد.

researchers homodyned the laser output for better measurements.

محققان خروجی لیزر را برای اندازه‌گیری بهتر هومووداین کردند.

homodyned detection is crucial in modern optics.

تشخیص هومووداین در اپتیک مدرن بسیار مهم است.

they homodyned the waveform to analyze its properties.

آنها شکل موج را برای تجزیه و تحلیل خواص آن هومووداین کردند.

in telecommunications, homodyned systems enhance signal quality.

در مخابرات، سیستم‌های هومووداین کیفیت سیگنال را افزایش می‌دهند.

the experiment involved homodyned signals for precise results.

آزمایش شامل سیگنال‌های هومووداین برای نتایج دقیق بود.

homodyned techniques are used in quantum information science.

تکنیک‌های هومووداین در علم اطلاعات کوانتومی استفاده می‌شوند.

to achieve accuracy, they homodyned the measurements.

برای دستیابی به دقت، آنها اندازه‌گیری‌ها را هومووداین کردند.

homodyned detection allows for real-time signal processing.

تشخیص هومووداین امکان پردازش سیگنال بلادرخیز را فراهم می‌کند.

they used a homodyned approach to enhance the imaging process.

آنها از یک رویکرد هومووداین برای بهبود فرآیند تصویربرداری استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید