hoodooed by fate
محافظت شده توسط سرنوشت
hoodooed in dreams
محافظت شده در رویاها
hoodooed for life
محافظت شده برای زندگی
hoodooed by luck
محافظت شده توسط شانس
hoodooed by love
محافظت شده توسط عشق
hoodooed in shadows
محافظت شده در سایهها
hoodooed by time
محافظت شده توسط زمان
hoodooed in silence
محافظت شده در سکوت
hoodooed in chaos
محافظت شده در هرج و مرج
she hoodooed him into believing her lies.
او او را فریب داد تا باور کند دروغهایش.
the magician hoodooed the audience with his tricks.
جادوگر با شعبدههایش مخاطبان را فریب داد.
he felt hoodooed by the strange events of the night.
او احساس کرد که توسط وقایع عجیب شب فریب خورده است.
they believed the old tale of the hoodooed treasure.
آنها داستان قدیمی گنج فریبنده را باور کردند.
the locals said the place was hoodooed and avoided it.
محلی ها گفتند آن مکان فریبنده است و از آن اجتناب می کنند.
she hoodooed her way into the exclusive club.
او با فریب، راه خود را به باشگاه انحصاری باز کرد.
he was hoodooed by the charm of the old house.
او تحت تأثیر جذابیت خانه قدیمی فریب خورد.
people claimed the statue was hoodooed and brought misfortune.
مردم ادعا کردند مجسمه فریبنده است و بدبختی به ارمغان می آورد.
after the incident, she felt hoodooed and confused.
پس از حادثه، او احساس فریب خوردگی و سردرگمی کرد.
he hoodooed his opponents with clever strategies.
او با استفاده از استراتژی های زیرکانه، حریفان خود را فریب داد.
hoodooed by fate
محافظت شده توسط سرنوشت
hoodooed in dreams
محافظت شده در رویاها
hoodooed for life
محافظت شده برای زندگی
hoodooed by luck
محافظت شده توسط شانس
hoodooed by love
محافظت شده توسط عشق
hoodooed in shadows
محافظت شده در سایهها
hoodooed by time
محافظت شده توسط زمان
hoodooed in silence
محافظت شده در سکوت
hoodooed in chaos
محافظت شده در هرج و مرج
she hoodooed him into believing her lies.
او او را فریب داد تا باور کند دروغهایش.
the magician hoodooed the audience with his tricks.
جادوگر با شعبدههایش مخاطبان را فریب داد.
he felt hoodooed by the strange events of the night.
او احساس کرد که توسط وقایع عجیب شب فریب خورده است.
they believed the old tale of the hoodooed treasure.
آنها داستان قدیمی گنج فریبنده را باور کردند.
the locals said the place was hoodooed and avoided it.
محلی ها گفتند آن مکان فریبنده است و از آن اجتناب می کنند.
she hoodooed her way into the exclusive club.
او با فریب، راه خود را به باشگاه انحصاری باز کرد.
he was hoodooed by the charm of the old house.
او تحت تأثیر جذابیت خانه قدیمی فریب خورد.
people claimed the statue was hoodooed and brought misfortune.
مردم ادعا کردند مجسمه فریبنده است و بدبختی به ارمغان می آورد.
after the incident, she felt hoodooed and confused.
پس از حادثه، او احساس فریب خوردگی و سردرگمی کرد.
he hoodooed his opponents with clever strategies.
او با استفاده از استراتژی های زیرکانه، حریفان خود را فریب داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید