hoodooed

[ایالات متحده]/huːˈduːd/
[بریتانیا]/huːˈduːd/

ترجمه

v. بدشانسی آوردن برای کسی

عبارات و ترکیب‌ها

hoodooed by fate

محافظت شده توسط سرنوشت

hoodooed in dreams

محافظت شده در رویاها

hoodooed for life

محافظت شده برای زندگی

hoodooed by luck

محافظت شده توسط شانس

hoodooed by love

محافظت شده توسط عشق

hoodooed in shadows

محافظت شده در سایه‌ها

hoodooed by time

محافظت شده توسط زمان

hoodooed in silence

محافظت شده در سکوت

hoodooed in chaos

محافظت شده در هرج و مرج

جملات نمونه

she hoodooed him into believing her lies.

او او را فریب داد تا باور کند دروغ‌هایش.

the magician hoodooed the audience with his tricks.

جادوگر با شعبده‌هایش مخاطبان را فریب داد.

he felt hoodooed by the strange events of the night.

او احساس کرد که توسط وقایع عجیب شب فریب خورده است.

they believed the old tale of the hoodooed treasure.

آنها داستان قدیمی گنج فریبنده را باور کردند.

the locals said the place was hoodooed and avoided it.

محلی ها گفتند آن مکان فریبنده است و از آن اجتناب می کنند.

she hoodooed her way into the exclusive club.

او با فریب، راه خود را به باشگاه انحصاری باز کرد.

he was hoodooed by the charm of the old house.

او تحت تأثیر جذابیت خانه قدیمی فریب خورد.

people claimed the statue was hoodooed and brought misfortune.

مردم ادعا کردند مجسمه فریبنده است و بدبختی به ارمغان می آورد.

after the incident, she felt hoodooed and confused.

پس از حادثه، او احساس فریب خوردگی و سردرگمی کرد.

he hoodooed his opponents with clever strategies.

او با استفاده از استراتژی های زیرکانه، حریفان خود را فریب داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید