hoops

[ایالات متحده]/huːps/
[بریتانیا]/huːps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع حلقه; یک نوار دایره‌ای; حلقه بسکتبال; حلقه بزرگ که در گذشته توسط کودکان استفاده می‌شد; کمان کوچک آهنی که در زمین ثابت شده است

عبارات و ترکیب‌ها

jumping hoops

پرش از حلقه‌ها

through hoops

از میان حلقه‌ها

hoops dream

رویای حلقه‌ها

hoops game

بازی حلقه‌ها

shooting hoops

پرتاب توپ به داخل حلقه‌ها

hoops life

زندگی با حلقه‌ها

hoops skills

مهارت‌های حلقه‌ها

hoops practice

تمرین حلقه‌ها

hoops style

سبک حلقه‌ها

hoops coach

مربی حلقه‌ها

جملات نمونه

he loves playing basketball and practicing his hoops.

او عاشق بازی بسکتبال و تمرین شوت زدن است.

she jumped through the hoops to get the job done.

او برای انجام کار از حلقه‌ها عبور کرد.

the kids spent the afternoon shooting hoops at the park.

کودکان بعد از ظهر را با شوت زدن در پارک گذراندند.

he has been training hard to improve his hoops skills.

او سخت تمرین کرده تا مهارت‌های شوت زدن خود را بهبود بخشد.

they set up hoops for the charity basketball event.

آنها برای رویداد خیریه بسکتبال حلقه‌ها را نصب کردند.

she made a perfect shot through the hoops.

او یک شوت عالی از حلقه‌ها انجام داد.

the coach emphasized the importance of shooting hoops daily.

مربی بر اهمیت شوت زدن روزانه تاکید کرد.

after school, they often play hoops together.

بعد از مدرسه، آنها اغلب با هم شوت زدن بازی می‌کنند.

he practiced his free throws by shooting hoops.

او با شوت زدن، پرتاب‌های آزاد خود را تمرین کرد.

the tournament featured some impressive hoops performances.

تورنمنت شامل برخی از نمایش‌های شوت زدن چشمگیر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید