| جمع | hoosegows |
in the hoosegow
در حبس
hoosegow blues
غمهای حبس
hoosegow time
زمان حبس
hoosegow escape
فرار از حبس
hoosegow life
زندگی در حبس
send to hoosegow
ارسال به حبس
out of hoosegow
بیرون از حبس
hoosegow visit
بازدید از حبس
hoosegow story
داستان حبس
hoosegow crowd
مخاطبان حبس
after the robbery, the thieves ended up in the hoosegow.
پس از سرقت، دزدان در بازداشتگاه پلیس قرار گرفتند.
he spent a night in the hoosegow for public intoxication.
او شبانه روزی را در بازداشتگاه پلیس به دلیل مستی علنی گذراند.
the judge warned him that another offense would land him back in the hoosegow.
قاضی به او هشدار داد که جرم دیگری او را دوباره به بازداشتگاه پلیس باز میگرداند.
she joked that her ex-husband belonged in the hoosegow.
او شوخی کرد و گفت که همسر سابقش باید در بازداشتگاه پلیس باشد.
they were relieved to hear he was only in the hoosegow for a short time.
آنها از شنیدن اینکه او فقط برای مدت کوتاهی در بازداشتگاه پلیس بود، احساس راحتی کردند.
his reckless behavior finally caught up with him, and he found himself in the hoosegow.
رفتار بیپروايش سرانجام گرفت و او خود را در بازداشتگاه پلیس یافت.
she couldn't believe her brother was back in the hoosegow again.
او نمیتوانست باور کند که برادرش دوباره در بازداشتگاه پلیس است.
the local newspaper reported on the rise of crime and more people ending up in the hoosegow.
روزنامه محلی در مورد افزایش جرم و جنایت و ورود افراد بیشتر به بازداشتگاه پلیس گزارش داد.
he learned the hard way that crime doesn't pay and ended up in the hoosegow.
او به سختی فهمید که جرم و جنایت سود نمیدهد و در بازداشتگاه پلیس قرار گرفت.
his friends joked that he was the king of the hoosegow.
دوستانش شوخی کردند و گفتند که او پادشاه بازداشتگاه پلیس است.
in the hoosegow
در حبس
hoosegow blues
غمهای حبس
hoosegow time
زمان حبس
hoosegow escape
فرار از حبس
hoosegow life
زندگی در حبس
send to hoosegow
ارسال به حبس
out of hoosegow
بیرون از حبس
hoosegow visit
بازدید از حبس
hoosegow story
داستان حبس
hoosegow crowd
مخاطبان حبس
after the robbery, the thieves ended up in the hoosegow.
پس از سرقت، دزدان در بازداشتگاه پلیس قرار گرفتند.
he spent a night in the hoosegow for public intoxication.
او شبانه روزی را در بازداشتگاه پلیس به دلیل مستی علنی گذراند.
the judge warned him that another offense would land him back in the hoosegow.
قاضی به او هشدار داد که جرم دیگری او را دوباره به بازداشتگاه پلیس باز میگرداند.
she joked that her ex-husband belonged in the hoosegow.
او شوخی کرد و گفت که همسر سابقش باید در بازداشتگاه پلیس باشد.
they were relieved to hear he was only in the hoosegow for a short time.
آنها از شنیدن اینکه او فقط برای مدت کوتاهی در بازداشتگاه پلیس بود، احساس راحتی کردند.
his reckless behavior finally caught up with him, and he found himself in the hoosegow.
رفتار بیپروايش سرانجام گرفت و او خود را در بازداشتگاه پلیس یافت.
she couldn't believe her brother was back in the hoosegow again.
او نمیتوانست باور کند که برادرش دوباره در بازداشتگاه پلیس است.
the local newspaper reported on the rise of crime and more people ending up in the hoosegow.
روزنامه محلی در مورد افزایش جرم و جنایت و ورود افراد بیشتر به بازداشتگاه پلیس گزارش داد.
he learned the hard way that crime doesn't pay and ended up in the hoosegow.
او به سختی فهمید که جرم و جنایت سود نمیدهد و در بازداشتگاه پلیس قرار گرفت.
his friends joked that he was the king of the hoosegow.
دوستانش شوخی کردند و گفتند که او پادشاه بازداشتگاه پلیس است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید