hooted

[ایالات متحده]/huːtɪd/
[بریتانیا]/huːtəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدای جغد یا بوق مانند تولید کرد

عبارات و ترکیب‌ها

hooted loudly

بلنداً قارقار کرد

hooted softly

به آرامی قارقار کرد

hooted in joy

با خوشحالی قارقار کرد

hooted at night

در شب قارقار کرد

hooted in surprise

با تعجب قارقار کرد

hooted with laughter

با خنده قارقار کرد

hooted in protest

به نشانه اعتراض قارقار کرد

hooted in unison

به صورت یکسان قارقار کردند

hooted with glee

با شادی قارقار کرد

hooted in anger

با عصبانیت قارقار کرد

جملات نمونه

the owl hooted in the dark of the night.

بُهُ کردن جغد در تاریکی شب.

as the train approached, the conductor hooted loudly.

همانطور که قطار نزدیک می شد، ناظر با صدای بلند بوق می کرد.

the crowd hooted in disapproval during the performance.

تماشاگران در طول اجرا با نارضایتی بوق کردند.

she hooted with laughter at the comedian's jokes.

او از روی خنده در پاسخ به لطعه های کمدین بوق کرد.

the car hooted as it passed by the pedestrians.

ماشین هنگام عبور از کنار عابران پیاده بوق زد.

the audience hooted to show their excitement.

تماشاچیان برای نشان دادن هیجان خود بوق کردند.

he hooted in surprise when he saw the unexpected gift.

وقتی هدیه غیرمنتظره را دید، از تعجب بوق کرد.

the horn hooted twice before the race began.

قبل از شروع مسابقه، بوق دو بار بوق زد.

she hooted like an owl to scare her friends.

او مانند یک جغد بوق کرد تا دوستانش را بترساند.

the old car hooted as it struggled up the hill.

ماشین قدیمی هنگام بالا رفتن از تپه بوق زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید