hoovered

[ایالات متحده]/ˈhuːvəd/
[بریتانیا]/ˈhuːvɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با جاروبرقی تمیز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

hoovered up

جاروبرقی کرد

hoovered around

اطراف جاروبرقی کرد

hoovered down

جاروبرقی به سمت پایین کرد

hoovered clean

تمیز جاروبرقی کرد

hoovered out

بیرون جاروبرقی کرد

hoovered away

دور جاروبرقی کرد

hoovered lightly

به آرامی جاروبرقی کرد

hoovered quickly

سریع جاروبرقی کرد

hoovered thoroughly

به طور کامل جاروبرقی کرد

hoovered silently

به طور بی‌صدا جاروبرقی کرد

جملات نمونه

she hoovered the living room before the guests arrived.

او قبل از ورود مهمانان، اتاق نشیمن را جارو کشید.

he hoovered up all the crumbs after dinner.

او بعد از شام، همه خرده‌ها را جارو کرد.

the dog hoovered the food off the floor in seconds.

سگ ظرف‌ها را در عرض چند ثانیه از روی زمین جارو کرد.

she hoovered every corner of the house meticulously.

او با دقت تمام گوشه‌های خانه را جارو کرد.

after the party, i hoovered the entire house.

بعد از مهمانی، من کل خانه را جارو کردم.

he hoovered the car seats to remove the pet hair.

او صندلی‌های ماشین را جارو کرد تا موهای حیوانات خانگی را از بین ببرد.

they hoovered the office before the important meeting.

آنها دفتر را قبل از جلسه مهم جارو کردند.

she quickly hoovered the hallway to make it presentable.

او به سرعت راهرو را جارو کرد تا آن را مرتب نشان دهد.

he hoovered up the spilled cereal in no time.

او به سرعت غلات ریخته شده را جارو کرد.

she hoovered the carpet to keep it clean and fresh.

او فرش را جارو کرد تا آن را تمیز و تازه نگه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید