hoovered up
جاروبرقی کرد
hoovered around
اطراف جاروبرقی کرد
hoovered down
جاروبرقی به سمت پایین کرد
hoovered clean
تمیز جاروبرقی کرد
hoovered out
بیرون جاروبرقی کرد
hoovered away
دور جاروبرقی کرد
hoovered lightly
به آرامی جاروبرقی کرد
hoovered quickly
سریع جاروبرقی کرد
hoovered thoroughly
به طور کامل جاروبرقی کرد
hoovered silently
به طور بیصدا جاروبرقی کرد
she hoovered the living room before the guests arrived.
او قبل از ورود مهمانان، اتاق نشیمن را جارو کشید.
he hoovered up all the crumbs after dinner.
او بعد از شام، همه خردهها را جارو کرد.
the dog hoovered the food off the floor in seconds.
سگ ظرفها را در عرض چند ثانیه از روی زمین جارو کرد.
she hoovered every corner of the house meticulously.
او با دقت تمام گوشههای خانه را جارو کرد.
after the party, i hoovered the entire house.
بعد از مهمانی، من کل خانه را جارو کردم.
he hoovered the car seats to remove the pet hair.
او صندلیهای ماشین را جارو کرد تا موهای حیوانات خانگی را از بین ببرد.
they hoovered the office before the important meeting.
آنها دفتر را قبل از جلسه مهم جارو کردند.
she quickly hoovered the hallway to make it presentable.
او به سرعت راهرو را جارو کرد تا آن را مرتب نشان دهد.
he hoovered up the spilled cereal in no time.
او به سرعت غلات ریخته شده را جارو کرد.
she hoovered the carpet to keep it clean and fresh.
او فرش را جارو کرد تا آن را تمیز و تازه نگه دارد.
hoovered up
جاروبرقی کرد
hoovered around
اطراف جاروبرقی کرد
hoovered down
جاروبرقی به سمت پایین کرد
hoovered clean
تمیز جاروبرقی کرد
hoovered out
بیرون جاروبرقی کرد
hoovered away
دور جاروبرقی کرد
hoovered lightly
به آرامی جاروبرقی کرد
hoovered quickly
سریع جاروبرقی کرد
hoovered thoroughly
به طور کامل جاروبرقی کرد
hoovered silently
به طور بیصدا جاروبرقی کرد
she hoovered the living room before the guests arrived.
او قبل از ورود مهمانان، اتاق نشیمن را جارو کشید.
he hoovered up all the crumbs after dinner.
او بعد از شام، همه خردهها را جارو کرد.
the dog hoovered the food off the floor in seconds.
سگ ظرفها را در عرض چند ثانیه از روی زمین جارو کرد.
she hoovered every corner of the house meticulously.
او با دقت تمام گوشههای خانه را جارو کرد.
after the party, i hoovered the entire house.
بعد از مهمانی، من کل خانه را جارو کردم.
he hoovered the car seats to remove the pet hair.
او صندلیهای ماشین را جارو کرد تا موهای حیوانات خانگی را از بین ببرد.
they hoovered the office before the important meeting.
آنها دفتر را قبل از جلسه مهم جارو کردند.
she quickly hoovered the hallway to make it presentable.
او به سرعت راهرو را جارو کرد تا آن را مرتب نشان دهد.
he hoovered up the spilled cereal in no time.
او به سرعت غلات ریخته شده را جارو کرد.
she hoovered the carpet to keep it clean and fresh.
او فرش را جارو کرد تا آن را تمیز و تازه نگه دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید