| جمع | hornbooks |
hornbook lessons
درسهای جزوه راهنما
hornbook education
آموزش جزوه راهنما
hornbook study
مطالعه جزوه راهنما
hornbook guide
راهنمای جزوه راهنما
hornbook method
روش جزوه راهنما
hornbook materials
مواد جزوه راهنما
hornbook skills
مهارتهای جزوه راهنما
hornbook reference
مرجع جزوه راهنما
hornbook principles
اصول جزوه راهنما
hornbook resources
منابع جزوه راهنما
the teacher used a hornbook to teach the children the alphabet.
معلم از یک کتابچه آموزشی برای آموزش حروف الفبا به کودکان استفاده کرد.
in the past, a hornbook was essential for early education.
در گذشته، یک کتابچه آموزشی برای آموزش اولیه ضروری بود.
many students learned to read using a hornbook.
بسیاری از دانش آموزان یاد گرفتند با استفاده از یک کتابچه آموزشی خواندن را یاد بگیرند.
the hornbook featured a wooden paddle and a sheet of paper.
کتابچه آموزشی دارای یک تخته چوبی و یک برگ کاغذ بود.
hornbooks were commonly used in the 17th century.
کتابچههای آموزشی به طور معمول در قرن هفدهم استفاده میشدند.
parents often bought hornbooks for their children.
والدین اغلب برای فرزندان خود کتابچه آموزشی میخریدند.
she cherished the hornbook passed down from her grandmother.
او کتابچه آموزشی را که از مادربزرگش به ارث رسیده بود، گرامی داشت.
hornbooks helped children learn basic literacy skills.
کتابچههای آموزشی به کودکان کمک کرد تا مهارتهای خواندن و نوشتن پایه را یاد بگیرند.
he found an old hornbook in the attic.
او یک کتابچه آموزشی قدیمی را در زیرشیرآزهها پیدا کرد.
the design of the hornbook has evolved over time.
طراحی کتابچه آموزشی در طول زمان تغییر کرده است.
hornbook lessons
درسهای جزوه راهنما
hornbook education
آموزش جزوه راهنما
hornbook study
مطالعه جزوه راهنما
hornbook guide
راهنمای جزوه راهنما
hornbook method
روش جزوه راهنما
hornbook materials
مواد جزوه راهنما
hornbook skills
مهارتهای جزوه راهنما
hornbook reference
مرجع جزوه راهنما
hornbook principles
اصول جزوه راهنما
hornbook resources
منابع جزوه راهنما
the teacher used a hornbook to teach the children the alphabet.
معلم از یک کتابچه آموزشی برای آموزش حروف الفبا به کودکان استفاده کرد.
in the past, a hornbook was essential for early education.
در گذشته، یک کتابچه آموزشی برای آموزش اولیه ضروری بود.
many students learned to read using a hornbook.
بسیاری از دانش آموزان یاد گرفتند با استفاده از یک کتابچه آموزشی خواندن را یاد بگیرند.
the hornbook featured a wooden paddle and a sheet of paper.
کتابچه آموزشی دارای یک تخته چوبی و یک برگ کاغذ بود.
hornbooks were commonly used in the 17th century.
کتابچههای آموزشی به طور معمول در قرن هفدهم استفاده میشدند.
parents often bought hornbooks for their children.
والدین اغلب برای فرزندان خود کتابچه آموزشی میخریدند.
she cherished the hornbook passed down from her grandmother.
او کتابچه آموزشی را که از مادربزرگش به ارث رسیده بود، گرامی داشت.
hornbooks helped children learn basic literacy skills.
کتابچههای آموزشی به کودکان کمک کرد تا مهارتهای خواندن و نوشتن پایه را یاد بگیرند.
he found an old hornbook in the attic.
او یک کتابچه آموزشی قدیمی را در زیرشیرآزهها پیدا کرد.
the design of the hornbook has evolved over time.
طراحی کتابچه آموزشی در طول زمان تغییر کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید