hornswoggler alert
هشدار گولهکشی
classic hornswoggler
گولهکشی کلاسیک
hornswoggler tactics
تاکتیکهای گولهکشی
hornswoggler behavior
رفتار گولهکشی
hornswoggler warning
هشدار گولهکشی
hornswoggler scheme
طرح گولهکشی
hornswoggler alertness
هوشیاری در برابر گولهکشی
hornswoggler victim
قربانی گولهکشی
hornswoggler expose
افشای گولهکشی
hornswoggler detection
تشخیص گولهکشی
don't let that hornswoggler trick you into believing his lies.
به آن فریبکار اجازه ندهید شما را فریب دهد و به دروغهایش باور کند.
he was such a hornswoggler that no one trusted him anymore.
او آنقدر فریبکار بود که دیگر کسی به او اعتماد نکرد.
the hornswoggler sold fake tickets to unsuspecting fans.
آن فریبکار بلیطهای تقلبی به طرفداران ناآگاه فروخت.
we should be cautious of any hornswoggler trying to sell us something.
ما باید در برابر هر فریبکاری که سعی میکند چیزی به ما بفروشد، محتاط باشیم.
his hornswoggler tactics finally caught up with him.
حقه های فریبکارانه او سرانجام به او رسید.
everyone knew he was a hornswoggler, but they couldn't prove it.
همه میدانستند که او فریبکار است، اما نمیتوانستند آن را ثابت کنند.
she felt like a hornswoggler for deceiving her friends.
او احساس میکرد که برای فریب دادن دوستانش یک فریبکار است.
it's hard to believe anything from a known hornswoggler.
سخت است که باور کنیم از یک فریبکار شناخته شده، حرفی درست باشد.
hornswoggler alert
هشدار گولهکشی
classic hornswoggler
گولهکشی کلاسیک
hornswoggler tactics
تاکتیکهای گولهکشی
hornswoggler behavior
رفتار گولهکشی
hornswoggler warning
هشدار گولهکشی
hornswoggler scheme
طرح گولهکشی
hornswoggler alertness
هوشیاری در برابر گولهکشی
hornswoggler victim
قربانی گولهکشی
hornswoggler expose
افشای گولهکشی
hornswoggler detection
تشخیص گولهکشی
don't let that hornswoggler trick you into believing his lies.
به آن فریبکار اجازه ندهید شما را فریب دهد و به دروغهایش باور کند.
he was such a hornswoggler that no one trusted him anymore.
او آنقدر فریبکار بود که دیگر کسی به او اعتماد نکرد.
the hornswoggler sold fake tickets to unsuspecting fans.
آن فریبکار بلیطهای تقلبی به طرفداران ناآگاه فروخت.
we should be cautious of any hornswoggler trying to sell us something.
ما باید در برابر هر فریبکاری که سعی میکند چیزی به ما بفروشد، محتاط باشیم.
his hornswoggler tactics finally caught up with him.
حقه های فریبکارانه او سرانجام به او رسید.
everyone knew he was a hornswoggler, but they couldn't prove it.
همه میدانستند که او فریبکار است، اما نمیتوانستند آن را ثابت کنند.
she felt like a hornswoggler for deceiving her friends.
او احساس میکرد که برای فریب دادن دوستانش یک فریبکار است.
it's hard to believe anything from a known hornswoggler.
سخت است که باور کنیم از یک فریبکار شناخته شده، حرفی درست باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید