horsecloth

[ایالات متحده]/ˈhɔːsklɒθ/
[بریتانیا]/ˈhɔrsklɔθ/

ترجمه

n. پوشش پارچه‌ای برای اسب؛ پتو یا پوشش برای اسب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

horsecloth cover

پوشش پارچه اسب

horsecloth material

جنس پارچه اسب

horsecloth design

طراحی پارچه اسب

horsecloth pattern

الگوی پارچه اسب

horsecloth style

سبک پارچه اسب

horsecloth quality

کیفیت پارچه اسب

horsecloth supplier

تامین کننده پارچه اسب

horsecloth usage

نحوه استفاده از پارچه اسب

horsecloth cleaning

تمیز کردن پارچه اسب

horsecloth thickness

ضخامت پارچه اسب

جملات نمونه

the horsecloth kept the horse warm during the cold night.

پارچه اسب اسب را در طول شب سرد گرم نگه داشت.

she bought a new horsecloth for her competition horse.

او یک پارچه اسب جدید برای اسب مسابقه‌اش خرید.

the horsecloth was made of durable material.

پارچه اسب از مواد بادوام ساخته شده بود.

he carefully cleaned the horsecloth after the ride.

او پس از سواری، پارچه اسب را با دقت تمیز کرد.

using a horsecloth can help prevent injuries.

استفاده از پارچه اسب می تواند به جلوگیری از آسیب کمک کند.

the horsecloth had beautiful designs embroidered on it.

پارچه اسب طرح های زیبا با گلدوزی روی آن داشت.

make sure to check the horsecloth for any damages.

مطمئن شوید که پارچه اسب را از نظر هرگونه آسیب بررسی کنید.

during winter, a thick horsecloth is essential.

در طول زمستان، یک پارچه اسب ضخیم ضروری است.

the horsecloth was designed for maximum comfort.

پارچه اسب برای حداکثر راحتی طراحی شده بود.

she folded the horsecloth neatly after use.

او پس از استفاده، پارچه اسب را به طور مرتب تا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید