hotdog stand
غرفه هاتداگ
eat a hotdog
هاتداگ بخور
hotdog vendor
فروشنده هاتداگ
get a hotdog
یک هاتداگ بگیر
hotdog eating
خوردن هاتداگ
delicious hotdog
هاتداگ خوشمزه
big hotdog
هاتداگ بزرگ
make a hotdog
یک هاتداگ درست کن
like hotdogs
دوست داشتن هاتداگ
hotdog joint
محل فروش هاتداگ
i love eating a juicy hotdog with mustard and relish.
من عاشق خوردن یک هات داگ آبدار با خردل و چاشنی هستم.
let's grab a hotdog at the baseball game.
بیایید یک هات داگ در بازی بیس بال بگیریم.
he's crazy about hotdogs; it's his favorite food.
او دیوانه هات داگ است؛ غذای مورد علاقه اش است.
the vendor was selling delicious hotdogs on the street corner.
فروشنده هات داگ های خوشمزه را در گوشه خیابان می فروخت.
we ordered two hotdogs and fries for lunch.
ما دو هات داگ و سیب زمینی سرخ کرده برای ناهار سفارش دادیم.
the kids were excited to get a hotdog at the carnival.
بچه ها از گرفتن یک هات داگ در سیرک هیجان زده بودند.
a classic american meal is a hotdog and soda.
یک وعده غذایی آمریکایی کلاسیک یک هات داگ و نوشابه است.
she topped her hotdog with chili and cheese.
او هات داگ خود را با فلفل چیلی و پنیر پوشاند.
he grilled several hotdogs for the barbecue.
او چند هات داگ را برای باربکیو کباب کرد.
the hotdog stand was very popular at the fair.
کشکک هات داگ در نمایشگاه بسیار محبوب بود.
my favorite hotdog has ketchup, onions, and brown mustard.
عصر مورد علاقه من هات داگ با کچاپ، پیاز و خردل قهوه ای دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید