hotfooted away
به سرعت دور شد
hotfooted it
به سرعت رفت
hotfooted home
به سرعت به خانه رفت
hotfooted out
به سرعت بیرون رفت
hotfooted back
به سرعت برگشت
hotfooted down
به سرعت پایین رفت
hotfooted across
به سرعت از آن طرف رفت
hotfooted to
به سرعت به سمت آن رفت
hotfooted into
به سرعت وارد شد
hotfooted along
به سرعت در امتداد آن رفت
she hotfooted it to the meeting to avoid being late.
او با سرعت به سمت جلسه رفت تا از دیر رسیدن جلوگیری کند.
after hearing the news, he hotfooted it to the airport.
بعد از شنیدن خبر، او با سرعت به سمت فرودگاه رفت.
the kids hotfooted it to the ice cream truck.
بچهها با سرعت به سمت गाडी بستنی رفتند.
she hotfooted it out of the house when she saw the fire.
وقتی آتش را دید، او با سرعت از خانه بیرون رفت.
he hotfooted it back to the office after lunch.
او بعد از ناهار با سرعت به سمت دفتر بازگشت.
they hotfooted it to catch the last train.
آنها با سرعت به سمت آخرین قطار رفتند تا آن را بگیرند.
she hotfooted it to the store to buy the last dress.
او با سرعت به سمت مغازه رفت تا آخرین لباس را بخرد.
he hotfooted it to the gym to make his workout.
او با سرعت به سمت باشگاه رفت تا تمرین خود را انجام دهد.
after the alarm went off, they hotfooted it out of the building.
بعد از اینکه آلارم به صدا درآمد، آنها با سرعت از ساختمان بیرون رفتند.
she hotfooted it to her friend's house for the surprise party.
او با سرعت به خانه دوستش برای مهمانی غافلگیری رفت.
hotfooted away
به سرعت دور شد
hotfooted it
به سرعت رفت
hotfooted home
به سرعت به خانه رفت
hotfooted out
به سرعت بیرون رفت
hotfooted back
به سرعت برگشت
hotfooted down
به سرعت پایین رفت
hotfooted across
به سرعت از آن طرف رفت
hotfooted to
به سرعت به سمت آن رفت
hotfooted into
به سرعت وارد شد
hotfooted along
به سرعت در امتداد آن رفت
she hotfooted it to the meeting to avoid being late.
او با سرعت به سمت جلسه رفت تا از دیر رسیدن جلوگیری کند.
after hearing the news, he hotfooted it to the airport.
بعد از شنیدن خبر، او با سرعت به سمت فرودگاه رفت.
the kids hotfooted it to the ice cream truck.
بچهها با سرعت به سمت गाडी بستنی رفتند.
she hotfooted it out of the house when she saw the fire.
وقتی آتش را دید، او با سرعت از خانه بیرون رفت.
he hotfooted it back to the office after lunch.
او بعد از ناهار با سرعت به سمت دفتر بازگشت.
they hotfooted it to catch the last train.
آنها با سرعت به سمت آخرین قطار رفتند تا آن را بگیرند.
she hotfooted it to the store to buy the last dress.
او با سرعت به سمت مغازه رفت تا آخرین لباس را بخرد.
he hotfooted it to the gym to make his workout.
او با سرعت به سمت باشگاه رفت تا تمرین خود را انجام دهد.
after the alarm went off, they hotfooted it out of the building.
بعد از اینکه آلارم به صدا درآمد، آنها با سرعت از ساختمان بیرون رفتند.
she hotfooted it to her friend's house for the surprise party.
او با سرعت به خانه دوستش برای مهمانی غافلگیری رفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید