houseflies

[ایالات متحده]/ˈhaʊsˌflaɪ/
[بریتانیا]/ˈhaʊsˌflaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مگس معمولی که معمولاً در خانه‌ها یافت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

housefly trap

تله مگس خانگی

housefly control

کنترل مگس خانگی

housefly infestation

آلودگی مگس خانگی

housefly species

گونه‌های مگس خانگی

housefly larvae

لارو مگس خانگی

housefly behavior

رفتار مگس خانگی

housefly life cycle

چرخه زندگی مگس خانگی

housefly breeding

تکثیر مگس خانگی

housefly population

جمعیت مگس خانگی

housefly repellent

دفع کننده مگس خانگی

جملات نمونه

the housefly buzzed around the room.

خانه‌سوسو زنبوق‌زن در اتاق می‌چرخید.

she swatted the housefly away from her food.

او خانه‌سوسو را از غذایش دور زد.

houseflies are known to carry diseases.

دانسته شده است که خانه‌سوسوها بیماری‌ها را حمل می‌کنند.

the housefly landed on the window sill.

خانه‌سوسو روی طاقچه پنجره نشست.

he was annoyed by the persistent housefly.

او از خانه‌سوسوی پیگیر آزرده شده بود.

houseflies can reproduce quickly in warm conditions.

خانه‌سوسوها می‌توانند در شرایط گرم به سرعت تولید مثل کنند.

we need to find a way to keep houseflies away.

ما باید راهی برای دور نگه داشتن خانه‌سوسوها پیدا کنیم.

the housefly is attracted to rotten food.

خانه‌سوسو به سمت غذای فاسد جذب می‌شود.

he used a fly trap to catch the housefly.

او از تله مگس برای گرفتن خانه‌سوسو استفاده کرد.

houseflies are often found in kitchens.

خانه‌سوسوها اغلب در آشپزخانه یافت می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید