housefronts

[ایالات متحده]/ˈhaʊsfrʌnt/
[بریتانیا]/ˈhaʊsfrʌnt/

ترجمه

n. قسمت جلویی یک خانه

عبارات و ترکیب‌ها

housefront view

نمای جلوی خانه

housefront design

طراحی نمای خانه

housefront garden

باغچه نمای خانه

housefront entrance

ورودی نمای خانه

housefront facade

نمای بیرونی خانه

housefront lighting

نورپردازی نمای خانه

housefront renovation

بازسازی نمای خانه

housefront decoration

تزئینات نمای خانه

housefront appearance

ظاهر نمای خانه

housefront maintenance

نگهداری نمای خانه

جملات نمونه

the housefront was beautifully decorated for the holidays.

نمای خانه به زیبایی برای تعطیلات تزئین شده بود.

she painted the housefront a bright blue color.

او نمای خانه را به رنگ آبی روشن نقاشی کرد.

we planted flowers along the housefront to enhance its appeal.

ما برای افزایش جذابیت آن، گل‌هایی در امتداد نمای خانه کاشتیم.

the housefront features large windows that let in plenty of light.

نمای خانه دارای پنجره های بزرگ است که اجازه می دهد نور زیادی وارد شود.

they installed new lighting on the housefront for better visibility.

آنها برای دید بهتر، روشنایی جدیدی روی نمای خانه نصب کردند.

the housefront was the highlight of the neighborhood tour.

نمای خانه برجسته ترین بخش تور محله بود.

she often sits on the porch, enjoying the view of the housefront.

او اغلب روی ایوان می نشیند و از نمای خانه لذت می برد.

they decided to renovate the housefront to increase its value.

آنها تصمیم گرفتند نمای خانه را بازسازی کنند تا ارزش آن را افزایش دهند.

the housefront had a charming vintage style that attracted many visitors.

نمای خانه دارای سبک قدیمی دلپذیری بود که بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب کرد.

during the summer, the housefront is shaded by large trees.

در طول تابستان، نمای خانه در سایه درختان بزرگ است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید