houseguests

[ایالات متحده]/ˈhaʊsˌɡɛst/
[بریتانیا]/ˈhaʊsˌɡɛst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهمانی که شب را در خانه کسی می‌ماند یا به طور موقت در آنجا اقامت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

unexpected houseguest

مهمان ناخوانده

long-term houseguest

مهمان بلندمدت

surprise houseguest

مهمان غافلگیرکننده

friendly houseguest

مهمان دوستانه

houseguest etiquette

ادب مهمان

houseguest rules

قوانین مهمان

houseguest experience

تجربه مهمان

houseguest arrival

ورود مهمان

houseguest stay

اقامت مهمان

houseguest behavior

رفتار مهمان

جملات نمونه

we invited a houseguest for the weekend.

ما یک مهمان را برای آخر هفته دعوت کردیم.

it's polite to offer your houseguest some snacks.

ارائه میان وعده به مهمان شما مودبانه است.

our houseguest enjoyed exploring the local area.

مهمان ما از گشت و گذار در منطقه محلی لذت برد.

make sure your houseguest feels at home.

مطمئن شوید که مهمان شما احساس راحتی می کند.

we have a houseguest staying with us for a week.

ما یک مهمان داریم که یک هفته با ما می ماند.

our houseguest brought us a lovely gift.

مهمان ما یک هدیه زیبا برای ما آورد.

be considerate of your houseguest's privacy.

به حریم خصوصی مهمان خود توجه کنید.

we prepared a cozy room for our houseguest.

ما یک اتاق دنج برای مهمان خود آماده کردیم.

it's fun to have a houseguest during the holidays.

داشتن یک مهمان در تعطیلات سرگرم کننده است.

our houseguest shared interesting stories from their travels.

مهمان ما داستان های جالب از سفر های خود با ما به اشتراک گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید