housemaster

[ایالات متحده]/'haʊsmɑːstə/
[بریتانیا]/'haʊsmæstɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدیر خوابگاه: یک عضو کادر که مسئول مدیریت خوابگاه‌های دانشجویی و نظارت بر رفتار دانشجویان است.
Word Forms

جملات نمونه

The reason of quicker household division in rural family lies in housemaster authority weakening and better economy condition of young people.

دلیل تقسیم سریع‌تر خانواده در خانواده‌های روستایی، کاهش اقتدار رئیس‌خانه و شرایط اقتصادی بهتر جوانان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید