hoydenism

[ایالات متحده]/ˈhɔɪdənɪzəm/
[بریتانیا]/ˈhɔɪdənɪzəm/

ترجمه

n. کیفیت یا رفتار یک فرد سخیف؛ رفتار شلوغ، خشمشو یا نامناسب.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

display hoydenism

نمایش حماسه‌پسندی

reject hoydenism

رد حماسه‌پسندی

embrace hoydenism

پذیرش حماسه‌پسندی

typical hoydenism

حماسه‌پسندی معمول

childish hoydenism

حماسه‌پسندی کودکانه

spontaneous hoydenism

حماسه‌پسندی غیر منتظره

constant hoydenism

حماسه‌پسندی ثابت

complete hoydenism

حماسه‌پسندی کامل

pure hoydenism

حماسه‌پسندی خالص

جملات نمونه

the novel celebrates the protagonist's youthful hoydenism as a form of liberation from victorian constraints.

رومان می‌پردازد به جوانمردی شخصیت اصلی به عنوان یک شکل آزادی از محدودیت‌های ویکتوریا.

parents often struggle to balance their daughter's natural hoydenism with societal expectations of ladylike behavior.

والدین اغلب با توازن دادن بین جوانمردی طبیعی دخترشان و انتظارات جامعه از رفتار لایق زن دچار دردسر می‌شوند.

the film portrays teenage hoydenism as a healthy phase of development rather than a character flaw.

فیلم جوانمردی نوجوان را به عنوان یک مرحله سالم توسعه و نه یک نقص در شخصیت نشان می‌دهد.

her hoydenism was evident in her preference for climbing trees over playing with dolls.

جوانمردی او در ترجیحش به بالا رفتن درخت‌ها به جای بازی با دوچرخه‌های دخترچه آشکار بود.

victorian literature frequently punished hoydenism as a moral failing in female characters.

ادبیات ویکتوریا اغلب جوانمردی را به عنوان یک نقص اخلاقی در شخصیت‌های زن مجازات می‌کرد.

the character's hoydenism provided comic relief in an otherwise serious drama.

جوانمردی شخصیت به عنوان یک راهنمای کمدی در یک دрам جدی ارائه شد.

modern readers often reinterpret historical hoydenism as early feminist expression.

خوانندگان مدرن اغلب جوانمردی تاریخی را به عنوان یک بیانیه فمینیستی اولیه بازخوانی می‌کنند.

her hoydenism never fully disappeared, even in adulthood.

جوانمردی او هرگز به طور کامل ناپدید نشد، حتی در بزرگسالی.

the school attempted to suppress all forms of hoydenism among its female students.

مدرسه سعی کرد تمام شکل‌های جوانمردی را در دانش‌آموزان دختر خود سرکوب کند.

his daughter's hoydenism reminded him of his own childhood adventures.

جوانمردی دخترش او را به تجربیات کودکی خود یادآوری کرد.

the period of hoydenism is often followed by a more subdued adolescence.

دوره جوانمردی اغلب با یک نوجوانی آرام‌تر دنبال می‌شود.

some cultures view hoydenism as a positive trait indicating independence and spirit.

برخی فرهنگ‌ها جوانمردی را به عنوان یک ویژگی مثبت نشان دهنده استقلال و روحیه می‌بینند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید