hulling

[ایالات متحده]/ˈhʌlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhʌlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواد برای ساخت بدنه کشتی؛ ماده استفاده شده در بدنه کشتی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

hulling process

فرآیند جدا کردن پوست

hulling machine

دستگاه جدا پوست

hulling beans

جدا کردن پوست حبوبات

hulling rice

جدا کردن پوست برنج

hulling corn

جدا کردن پوست ذرت

hulling seeds

جدا کردن پوست دانه‌ها

hulling nuts

جدا کردن پوست آجیل

hulling equipment

تجهیزات جدا پوست

hulling industry

صنعت جدا پوست

hulling techniques

تکنیک‌های جدا پوست

جملات نمونه

hulling the rice improves its texture.

تمیز کردن برنج باعث بهبود بافت آن می‌شود.

they spent the afternoon hulling strawberries.

آنها بعد از ظهر را به پوست کندن توت فرنگی اختصاص دادند.

hulling nuts can be a tedious process.

پوست کندن آجیل می‌تواند یک فرآیند خسته‌کننده باشد.

she enjoys hulling peas for dinner.

او از پوست کندن نخود فرنگی برای شام لذت می‌برد.

the hulling machine sped up production.

دستگاه پوست‌کننده سرعت تولید را افزایش داد.

after hulling, the grains are ready for cooking.

پس از پوست کندن، دانه‌ها آماده پخت هستند.

hulling is an essential step in grain processing.

پوست کندن یک مرحله ضروری در فرآوری غلات است.

farmers often hulling their harvests by hand.

کشاورزان اغلب برداشت‌های خود را به صورت دستی پوست می‌کنند.

hulling can significantly reduce cooking time.

پوست کندن می‌تواند زمان پخت را به طور قابل توجهی کاهش دهد.

she learned the art of hulling from her grandmother.

او هنر پوست کندن را از مادربزرگش یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید