humanized design
طراحی انسانمحور
humanized approach
رویکرد انسانمحور
humanized service
خدمات انسانمحور
humanized experience
تجربه انسانمحور
humanized technology
فناوری انسانمحور
humanized interface
رابط کاربری انسانمحور
humanized branding
برندسازی انسانمحور
humanized communication
ارتباطات انسانمحور
humanized policies
سیاستهای انسانمحور
humanized solutions
راه حلهای انسانمحور
the software was designed to be more humanized.
نرمافزار به گونهای طراحی شده بود که بیشتر انسانی به نظر برسد.
humanized customer service can improve user satisfaction.
خدمات مشتری انسانیشده میتواند رضایت کاربر را بهبود بخشد.
they aim to create a more humanized workplace.
آنها هدفشان ایجاد یک فضای کار انسانیتر است.
humanized design focuses on the needs of users.
طراحی انسانیشده بر نیازهای کاربران تمرکز دارد.
her approach to teaching is very humanized.
روش تدریس او بسیار انسانیمحور است.
we need a more humanized approach to healthcare.
ما به یک رویکرد انسانیتر در مراقبتهای بهداشتی نیاز داریم.
humanized technology can bridge the gap between users and machines.
فناوری انسانیشده میتواند شکاف بین کاربران و ماشینها را پر کند.
his humanized leadership style inspires his team.
سبک رهبری انسانی او الهامبخش تیمش است.
humanized marketing strategies resonate better with consumers.
استراتژیهای بازاریابی انسانیشده بهتر با مصرفکنندگان همخوانی دارد.
they strive to make education more humanized and accessible.
آنها تلاش میکنند آموزش را انسانیتر و قابل دسترستر کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید