humbles

[ایالات متحده]/ˈhʌm.bəlz/
[بریتانیا]/ˈhʌm.bəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را کمتر مهم احساس کردن؛ به راحتی کسی را شکست دادن، به ویژه یک رقیب قدرتمند؛ خود را از نظر شرافت پایین آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

humbles the proud

متواضع کردن مغرور

humbles the ego

متواضع کردن خودشیفته

humbles the heart

متواضع کردن قلب

humbles the spirit

متواضع کردن روح

humbles the mind

متواضع کردن ذهن

humbles the soul

متواضع کردن روح

humbles the strong

متواضع کردن قوی

humbles the wealthy

متواضع کردن ثروتمند

humbles the winner

متواضع کردن برنده

humbles the leader

متواضع کردن رهبر

جملات نمونه

success humbles those who achieve it.

موفقیت کسانی را که آن را به دست می‌آورند، متواضع می‌کند.

her kindness humbles everyone around her.

مهربانی او همه اطرافیان را متواضع می‌کند.

experiencing failure humbles us and teaches valuable lessons.

تجربه شکست ما را متواضع می‌کند و درس‌های ارزشمندی را به ما می‌آموزد.

he humbles himself before his mentors.

او در برابر مربیان خود متواضع است.

traveling to different cultures humbles one's perspective.

سفر به فرهنگ‌های مختلف دیدگاه یک فرد را متواضع می‌کند.

winning the award humbles her, reminding her of her roots.

برنده شدن جایزه او را متواضع می‌کند و او را به ریشه‌هایش یاد می‌کند.

he humbles his ego to learn from others.

او خودخواهی خود را متواضع می‌کند تا از دیگران بیاموزد.

great leaders often humbles themselves to serve their people.

رهبران بزرگ اغلب خود را متواضع می‌کنند تا به مردم خود خدمت کنند.

her achievements humbles her, keeping her grounded.

دستاوردهای او او را متواضع می‌کند و او را در زمین نگه می‌دارد.

life experiences humbles us and shapes our character.

تجربیات زندگی ما را متواضع می‌کند و شخصیت ما را شکل می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید