humbugging

[ایالات متحده]/'hʌmbʌg/
[بریتانیا]/'hʌmbʌɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فریب، کلاهبردار ریاکار
vi. فریب دادن
vt. فریب دادن

جملات نمونه

you see what a humbug I am.

شما می‌بینید که چه آدم فریبکاری هستم.

to humbug a person into doing sth.

فریب دادن یک شخص برای انجام کاری.

In that way one is sure of accepting no humbug.

به این ترتیب، یک فرد مطمئن است که هیچ فریب‌کاری را نمی‌پذیرد.

The brokerage executive was unmasked as a faker. Ahumbug is a self-important or self-deluded faker:

مدیر اجرایی کارگزاری به عنوان یک فیک دروغگو رسوا شد. آهامباگ فردی خودپسند یا خودفریب است:

Take the humbug out of this world, and you haven’t much left to do business with.

فریب را از این دنیا بیرون ببرید و چیز زیادی برای انجام تجارت باقی نمی‌ماند.

He dismissed the salesman as a humbug.

او فروشنده را به عنوان یک فریبکار کنار گذاشت.

The politician's promises turned out to be mere humbug.

قول و وعیدهای سیاستمدار در نهایت صرفاً فریب بود.

Don't pay attention to his humbug excuses.

به بهانه‌های فریبکارانه‌اش توجه نکنید.

She saw through his humbug behavior.

او متوجه رفتار فریبکارانه‌اش شد.

The so-called miracle cure was just humbug.

درمان معجزه آسای ادعایی فقط فریب بود.

His humbug attitude towards work is unacceptable.

حرف‌های دروغین او در مورد کار قابل قبول نیست.

The company's advertising campaign was filled with humbug.

کمپین تبلیغاتی شرکت مملو از فریب بود.

She couldn't stand his humbug compliments.

او نمی‌توانست حرف‌های دروغین او را تحمل کند.

The fortune teller's predictions were nothing but humbug.

پیش‌بینی‌های فالگیر چیزی جز فریب نبودند.

The product's claims turned out to be humbug.

ادعاهای محصول در نهایت فریب از آب درآمد.

نمونه‌های واقعی

They were extremely practical, and whenever they objected to anything they called it humbug.

آنها بسیار عمل‌گرایانه بودند و هر زمان که به چیزی اعتراض می‌کردند، آن را نیرنگ می‌نامیدند.

منبع: Selected Fairy Tales by Oscar Wilde

" Doesn't anyone else know you're a humbug? " asked Dorothy.

"آیا کسی دیگر نمی‌داند که شما نیرنگ هستید؟" دوروتی پرسید.

منبع: The Wizard of Oz (Simplified Version)

Scrooges' catchphrase in the book and in the movies is bah humbug!

عبارت معروف اسکروچ در کتاب و فیلم‌ها، «باه نیرنگ!» است.

منبع: VOA Special December 2018 Collection

" You're more than that, " said the Scarecrow, in a grieved tone; " you're a humbug."

« شما بیشتر از آن هستید،» کرکس با لحنی ناراحت گفت؛ « شما یک فریبکار هستید.»

منبع: The Wizard of Oz (Simplified Version)

Nephew. Christmas a humbug, uncle? You don't mean that, I am sure.

خواهرزاده. کریسمس نیرنگ است، عمو؟ مطمئنم که این را نمی‌گویی.

منبع: American Elementary School English 4

Bah humbug is usually used as a response to someone else's Christmas cheer.

معمولاً «باه نیرنگ!» به عنوان پاسخی به شادی کریسمس شخص دیگری استفاده می‌شود.

منبع: VOA Special December 2018 Collection

As soon as you say bah humbug people know which story and which character you are talking about.

به محض اینکه بگویید «باه نیرنگ!» مردم می‌دانند درباره چه داستانی و چه شخصیتی صحبت می‌کنید.

منبع: VOA Special December 2018 Collection

For example, if someone asks you, So, are you ready for Christmas? and you say, Christmas ... bah humbug!

به عنوان مثال، اگر کسی از شما بپرسد: «پس، آیا برای کریسمس آماده هستید؟» و شما بگویید: «کریسمس ... باه نیرنگ!»

منبع: VOA Special December 2018 Collection

Examinations, sir, are pure humbug from beginning to end.

امتحانات، آقایم، از ابتدا تا انتها نیرنگ محض هستند.

منبع: The Picture of Dorian Gray

Well; all sorts of humbugs profess morality.

خب؛ انواع نیرنگ‌ها ادعای اخلاق می‌کنند.

منبع: Difficult Times (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید