humours

[ایالات متحده]/ˈhjuːməz/
[بریتانیا]/ˈhjuːmɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شوخی به طور بازیگوش یا سرگرم‌کننده؛ حالت ذهن یا خلق و خو؛ چهار مایع بدنی که بر سلامت و شخصیت تأثیر می‌گذارند

عبارات و ترکیب‌ها

bad humours

خلق و خو

good humours

خلق و خوی خوب

mixed humours

خلق و خوی ترکیبی

sanguine humours

خونگرم

choleric humours

خشمگین

phlegmatic humours

سرد مزاج

melancholic humours

ملانکولیک

humours abound

خلق و خو فراوان است

humours fluctuate

خلق و خو نوسان دارد

humours affect

خلق و خو تحت تاثیر قرار می دهد

جملات نمونه

his humours often change throughout the day.

احساسات او اغلب در طول روز تغییر می‌کنند.

she has a great sense of humours that makes everyone laugh.

او حس شوخ طبعی فوق العاده ای دارد که باعث می شود همه بخندند.

different cultures have various humours in their storytelling.

فرهنگ‌های مختلف در داستان‌سرایی خود طنزهای مختلفی دارند.

he expressed his humours through art and music.

او احساسات خود را از طریق هنر و موسیقی بیان کرد.

her humours can lighten up any dull gathering.

احساسات او می تواند هر جمع خسته کننده ای را روشن کند.

understanding humours is key to effective communication.

درک طنز برای ارتباط موثر ضروری است.

his humours often reflect his mood and feelings.

احساسات او اغلب منعکس کننده خلق و خوی و احساسات او است.

she uses her humours to cope with stressful situations.

او از احساسات خود برای مقابله با شرایط استرس زا استفاده می کند.

humours can vary greatly from person to person.

طنزها می توانند به طور قابل توجهی از شخص به شخص متفاوت باشند.

he has a talent for turning serious topics into humours.

او استعداد تبدیل موضوعات جدی به طنز را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید