hunkers

[ایالات متحده]/ˈhʌŋkəz/
[بریتانیا]/ˈhʌŋkərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ران‌ها یا باسن؛ باسن؛ محافظه‌کاران (جمع hunker)

عبارات و ترکیب‌ها

hunkers down

نشستن

hunkers over

خم شدن بر روی

hunkers in

وارد شدن

hunkers out

خارج شدن

hunkers close

نزدیک نشستن

hunkers back

نشستن به عقب

hunkers down low

نشستن پایین

hunkers together

همراه هم نشستن

hunkers forward

به جلو نشستن

hunkers tight

محکم نشستن

جملات نمونه

the dog hunkers down in the corner during the storm.

سگ در گوشه در طول طوفان خود را در خود جمع می‌کند.

he hunkers over his work to finish the project on time.

او برای اتمام پروژه به موقع روی کار خود خم می‌شود.

when it gets cold, she hunkers under a warm blanket.

وقتی هوا سرد می‌شود، او زیر یک پتو گرم خود را در خود جمع می‌کند.

the cat hunkers down, ready to pounce on its prey.

گربه خود را در خود جمع می‌کند و آماده پounce زدن به طعمه است.

as the rain starts, we hunker down in the tent.

همانطور که باران شروع می‌شود، ما در چادر خود را در خود جمع می‌کنیم.

during the meeting, he hunkers over his notes.

در طول جلسه، او روی یادداشت‌های خود خم می‌شود.

they hunker down in the bunker during the drill.

آنها در طول تمرین در پناهگاه خود را در خود جمع می‌کنند.

the children hunker down to look for bugs in the garden.

کودکان برای جستجوی حشرات در باغ خود را در خود جمع می‌کنند.

he hunkers down to tie his shoelaces.

او برای بستن بند کفشش خود را در خود جمع می‌کند.

she hunkers down to read her book in peace.

او برای خواندن کتابش با آرامش خود را در خود جمع می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید