she always seems to be in a hurrier when she gets ready for work.
او همیشه به نظر میرسد که وقتی برای رفتن به سر کار آماده میشود، عجله میکند.
there was a hurrier in his voice as he explained the situation.
وقتی اوضاع را توضیح میداد، لحنش عجلهای بود.
in a hurrier to finish the project, he made several mistakes.
با عجله برای اتمام پروژه، او اشتباهات زیادی مرتکب شد.
don't be in such a hurrier; we have plenty of time.
اینقدر عجله نکنید؛ ما زمان زیادی داریم.
she rushed out the door in a hurrier, forgetting her keys.
او با عجله از در بیرون رفت و کلیدهایش را فراموش کرد.
he spoke in a hurrier tone, clearly anxious about the meeting.
او با لحنی عجلهآمیز صحبت کرد و به وضوح در مورد جلسه مضطرب بود.
being in a hurrier can lead to poor decision-making.
عجله کردن میتواند منجر به تصمیمگیریهای ضعیف شود.
she noticed a hurrier in his steps as he approached her.
او متوجه شد که وقتی به سمت او میآمد، قدمهایش عجلهای بود.
he always seems to be in a hurrier when deadlines approach.
او همیشه به نظر میرسد که وقتی مهلتها نزدیک میشوند، عجله میکند.
after a long day, he was in no hurrier to get home.
بعد از یک روز طولانی، او عجلهای نداشت که به خانه برود.
she always seems to be in a hurrier when she gets ready for work.
او همیشه به نظر میرسد که وقتی برای رفتن به سر کار آماده میشود، عجله میکند.
there was a hurrier in his voice as he explained the situation.
وقتی اوضاع را توضیح میداد، لحنش عجلهای بود.
in a hurrier to finish the project, he made several mistakes.
با عجله برای اتمام پروژه، او اشتباهات زیادی مرتکب شد.
don't be in such a hurrier; we have plenty of time.
اینقدر عجله نکنید؛ ما زمان زیادی داریم.
she rushed out the door in a hurrier, forgetting her keys.
او با عجله از در بیرون رفت و کلیدهایش را فراموش کرد.
he spoke in a hurrier tone, clearly anxious about the meeting.
او با لحنی عجلهآمیز صحبت کرد و به وضوح در مورد جلسه مضطرب بود.
being in a hurrier can lead to poor decision-making.
عجله کردن میتواند منجر به تصمیمگیریهای ضعیف شود.
she noticed a hurrier in his steps as he approached her.
او متوجه شد که وقتی به سمت او میآمد، قدمهایش عجلهای بود.
he always seems to be in a hurrier when deadlines approach.
او همیشه به نظر میرسد که وقتی مهلتها نزدیک میشوند، عجله میکند.
after a long day, he was in no hurrier to get home.
بعد از یک روز طولانی، او عجلهای نداشت که به خانه برود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید