quicker

[ایالات متحده]/ˈkwɪkə(r)/
[بریتانیا]/ˈkwɪkər/

ترجمه

adj. تطبیقی از سریع؛ سریع؛ باهوش؛ انجام شده در یک بازه زمانی کوتاه؛ چابک

عبارات و ترکیب‌ها

get quicker

سریعتر به دست آوردن

much quicker

خیلی سریعتر

quicker now

اکنون سریعتر

quicker than

سریعتر از

so quicker

خیلی سریع

quicker response

پاسخ سریع‌تر

quicker way

راه سریعتر

quicker growth

رشد سریعتر

quicker shift

تغییر سریعتر

quicker pace

سرعت سریعتر

جملات نمونه

we need a quicker way to process these orders.

ما به یک راه سریع‌تر برای رسیدگی به این سفارش‌ها نیاز داریم.

can you provide a quicker response to my email?

آیا می‌توانید به ایمیل من سریع‌تر پاسخ دهید؟

the new software offers a much quicker workflow.

نرم افزار جدید یک گردش کار بسیار سریع‌تر ارائه می‌دهد.

a quicker route to the airport will save us time.

یک مسیر سریع‌تر به فرودگاه در زمان ما صرفه‌جویی می‌کند.

he's a quicker learner than his older brother.

او از برادر بزرگترش سریعتر یاد می‌گیرد.

the internet connection is significantly quicker now.

اتصال اینترنت اکنون به طور قابل توجهی سریع‌تر است.

we're looking for a quicker solution to this problem.

ما به دنبال یک راه حل سریع‌تر برای این مشکل هستیم.

is there a quicker way to access this information?

آیا راه سریع‌تری برای دسترسی به این اطلاعات وجود دارد؟

the train is a quicker option than the bus.

قطار یک گزینه سریع‌تر از اتوبوس است.

she made a quicker recovery from her illness.

او سریعتر از بیماری‌اش بهبود یافت.

a quicker turnaround time is essential for this project.

یک زمان بازگشت سریع‌تر برای این پروژه ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید