hurtfulness

[ایالات متحده]/ˈhɜːtfəl.nəs/
[بریتانیا]/ˈhɜrtfəl.nəs/

ترجمه

n. کیفیت ایجاد درد یا ناراحتی

عبارات و ترکیب‌ها

emotional hurtfulness

آسیب عاطفی

verbal hurtfulness

آسیب زبانی

hurtfulness factor

عامل آسیب‌رسانی

hurtfulness scale

مقیاس آسیب‌رسانی

hurtfulness impact

اثر آسیب‌رسانی

hurtfulness assessment

ارزیابی آسیب‌رسانی

hurtfulness awareness

آگاهی از آسیب‌رسانی

hurtfulness experience

تجربه آسیب‌رسانی

hurtfulness prevention

جلوگیری از آسیب‌رسانی

hurtfulness recognition

تشخیص آسیب‌رسانی

جملات نمونه

the hurtfulness of his words was hard to ignore.

زخم عمیق کلمات او نادیده گرفتن را دشوار می‌کرد.

she spoke about the hurtfulness of bullying in schools.

او در مورد آسیب‌رسانی قلدری در مدارس صحبت کرد.

understanding the hurtfulness of betrayal can help in healing.

درک آسیب‌رسانی خیانت می‌تواند به التیام کمک کند.

the hurtfulness of rejection can linger for years.

آسیب‌رسانی طرد می‌تواند برای سال‌ها باقی بماند.

they discussed the emotional hurtfulness of losing a loved one.

آنها در مورد آسیب‌رسانی عاطفی از دست دادن یک عزیز بحث کردند.

his hurtfulness was unintentional, but it still affected her.

آسیب‌رسانی او غیرعمدی بود، اما هنوز هم بر او تأثیر گذاشت.

we must address the hurtfulness in our community.

ما باید به آسیب‌رسانی در جامعه خود رسیدگی کنیم.

she realized the hurtfulness of her actions too late.

او خیلی دیر متوجه آسیب‌رسانی اعمال خود شد.

his apology did little to lessen the hurtfulness of his comments.

ببخشید او تأثیر کمی در کاهش آسیب‌رسانی نظراتش داشت.

they worked together to overcome the hurtfulness of their past.

آنها با هم برای غلبه بر آسیب‌رسانی گذشته خود تلاش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید