hushabye

[ایالات متحده]/ˈhʌʃəbaɪ/
[بریتانیا]/ˈhʌʃəbaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آهنگ هیپنوتیک؛ لالایی
vi. خواباندن
interj. صدایی که برای خواباندن نوزاد استفاده می‌شود
شکل‌های واژه
جمعhushabyes

عبارات و ترکیب‌ها

hushabye baby

نینی را به خواب ببر

hushabye lullaby

نوید خواب

hushabye night

شب

hushabye song

آهنگ

hushabye dreams

رویاها

hushabye love

عشق

hushabye time

زمان

hushabye child

کودک

hushabye world

دنیا

hushabye heart

قلب

جملات نمونه

hushabye, my little one, it's time to sleep.

هوشابیه، عزیزم، وقت خوابه.

as i sang a hushabye, the baby drifted off.

همینطور که داشتم هوشابیه می‌خواندم، نوزاد به خواب رفت.

the lullaby was a gentle hushabye for the child.

قصه خواب یک هوشابیه ملایم برای کودک بود.

she whispered a hushabye to calm her restless toddler.

او با نجوا کردن یک هوشابیه سعی کرد کودکی که بی‌قرار بود را آرام کند.

every night, i would hum a hushabye to help him relax.

هر شب، برای کمک به آرامش او، یک هوشابیه زمزمه می‌کردم.

the hushabye echoed softly in the nursery.

هوشابیه به آرامی در اتاق کودک طنین‌انداز شد.

he found comfort in the hushabye sung by his mother.

او در هوشابیه ای که مادرش می خواند، آرامش یافت.

with a hushabye, she tucked her child into bed.

با یک هوشابیه، او فرزندش را در رختخواب خواباند.

the hushabye was a cherished tradition in their family.

هوشابیه یک سنت ارزشمند در خانواده آنها بود.

after the hushabye, the room fell silent.

بعد از هوشابیه، اتاق ساکت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید