hutching

[ایالات متحده]/ˈhʌtʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhʌtʃɪŋ/

ترجمه

n. قفس یا پناهگاه کوچک برای حیوانات؛ جعبه یا محفظه ذخیره‌سازی؛ واگن معدن
v. چیزی را در یک جعبه بسته‌بندی کردن
Word Forms
جمعhutchings

عبارات و ترکیب‌ها

hutching behavior

رفتار هچینگ

hutching system

سیستم هچینگ

hutching style

سبک هچینگ

hutching method

روش هچینگ

hutching technique

تکنیک هچینگ

hutching process

فرآیند هچینگ

hutching approach

رویکرد هچینگ

hutching model

مدل هچینگ

hutching design

طراحی هچینگ

hutching concept

مفهوم هچینگ

جملات نمونه

hutching rabbits can be a fun activity for kids.

پرورش خرگوش‌ها می‌تواند یک فعالیت سرگرم‌کننده برای کودکان باشد.

he is hutching a new batch of chicks this spring.

او در این بهار یک دسته جدید جوجه در حال پرورش است.

the farmer is hutching his livestock with great care.

کشاورز با دقت فراوان دام‌های خود را پرورش می‌دهد.

they enjoy hutching various breeds of guinea pigs.

آنها از پرورش نژادهای مختلف خوکچه های गिनी لذت می برند.

hutching requires knowledge about animal care.

پرورش به دانش در مورد مراقبت از حیوانات نیاز دارد.

she started hutching after visiting a petting zoo.

او پس از بازدید از یک باغ وحش کوچک شروع به پرورش کرد.

hutching can teach children responsibility.

پرورش می تواند مسئولیت را به کودکان آموزش دهد.

hutching animals requires patience and dedication.

پرورش حیوانات نیاز به صبر و تعهد دارد.

they are hutching a variety of birds in their backyard.

آنها در حیاط پشتی خود در حال پرورش انواع پرندگان هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید