hyalin

[ایالات متحده]/ˈhaɪəlɪn/
[بریتانیا]/ˈhaɪəlɪn/

ترجمه

n. یک پروتئین یا ماده شفاف
Word Forms
جمعhyalins

عبارات و ترکیب‌ها

hyalin cartilage

غضروف هیاین

hyalin membrane

غشاء هیاین

hyalin layer

لایه هیاین

hyalin droplets

قطرات هیاین

hyalin matrix

ماتریکس هیاین

hyalin protein

پروتئین هیاین

hyalin zone

ناحیه هیاین

hyalin fibers

الیاف هیاین

hyalin structure

ساختار هیاین

hyalin appearance

ظاهر هیاین

جملات نمونه

hyalin is often used in histology to describe a glassy appearance.

هیالین اغلب در هیستولوژی برای توصیف ظاهر شیشه‌ای استفاده می‌شود.

the hyalin layer is crucial for tissue regeneration.

لایه هیالین برای بازسازی بافت بسیار مهم است.

researchers studied the properties of hyalin cartilage.

محققان خواص غضروف هیالین را مطالعه کردند.

in microscopy, hyalin structures can indicate certain diseases.

در میکروسکوپ، ساختارهای هیالین می‌توانند نشان‌دهنده بیماری‌های خاص باشند.

hyalin can be found in various biological tissues.

هیالین را می‌توان در بافت‌های بیولوژیکی مختلف یافت.

the presence of hyalin often signifies pathological changes.

حضور هیالین اغلب نشان‌دهنده تغییرات پاتولوژیک است.

hyalin is a key component in the extracellular matrix.

هیالین یک جزء کلیدی در ماتریکس خارج سلولی است.

understanding hyalin properties is essential for biologists.

درک خواص هیالین برای زیست‌شناسان ضروری است.

the hyalin membrane plays a role in cell adhesion.

غشای هیالین در چسبندگی سلولی نقش دارد.

hyalin can affect the mechanical properties of tissues.

هیالین می‌تواند بر خواص مکانیکی بافت تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید