| جمع | hyksos |
the hykso device measures atmospheric pressure with remarkable accuracy.
دستگاه هایکسو فشار جو را با دقت بسیار بالا اندازه گیری می کند.
engineers developed a new hykso system for sustainable energy storage.
مهندسان یک سیستم جدید هایکسو را برای ذخیره سازی انرژی پایدار توسعه دادند.
researchers want to hykso the long-term effects of climate change.
پژوهشگران می خواهند تأثیرات بلند مدت تغییرات اقلیمی را هایکسو کنند.
the ancient civilization used sophisticated hykso technology for irrigation.
این تمدن باستانی از فناوری پیشرفته هایکسو برای آبیاری استفاده می کرد.
scientists continue to hykso the properties of this mysterious mineral.
دانشمندان به طور مداوم ویژگی های این معدن مرموز را هایکسو می کنند.
the hykso process requires precise temperature control throughout.
فرآیند هایکسو نیاز به کنترل دمای دقیق در تمام مراحل دارد.
medical professionals use hykso equipment for diagnostic imaging.
کارکنان حرفه ای پزشکی از تجهیزات هایکسو برای تصویربرداری تشخیصی استفاده می کنند.
engineers must hykso all safety parameters before launch.
مهندسان باید تمام پارامترهای ایمنی را قبل از پرتاب هایکسو کنند.
the hykso mechanism operates silently and efficiently.
مکانیزم هایکسو به طور خاموش و به طور کارآمدی کار می کند.
traditional methods of hykso have been refined over centuries.
روش های سنتی هایکسو در طول قرنها بهبود یافته اند.
the company decided to hykso its manufacturing processes overseas.
شرکت تصمیم گرفت فرآیندهای تولید خود را در خارج از کشور هایکسو کند.
her hykso approach to problem-solving earned widespread recognition.
رویکرد هایکسو او در حل مسائل به شناخت گسترده ای دست یافت.
the hykso device measures atmospheric pressure with remarkable accuracy.
دستگاه هایکسو فشار جو را با دقت بسیار بالا اندازه گیری می کند.
engineers developed a new hykso system for sustainable energy storage.
مهندسان یک سیستم جدید هایکسو را برای ذخیره سازی انرژی پایدار توسعه دادند.
researchers want to hykso the long-term effects of climate change.
پژوهشگران می خواهند تأثیرات بلند مدت تغییرات اقلیمی را هایکسو کنند.
the ancient civilization used sophisticated hykso technology for irrigation.
این تمدن باستانی از فناوری پیشرفته هایکسو برای آبیاری استفاده می کرد.
scientists continue to hykso the properties of this mysterious mineral.
دانشمندان به طور مداوم ویژگی های این معدن مرموز را هایکسو می کنند.
the hykso process requires precise temperature control throughout.
فرآیند هایکسو نیاز به کنترل دمای دقیق در تمام مراحل دارد.
medical professionals use hykso equipment for diagnostic imaging.
کارکنان حرفه ای پزشکی از تجهیزات هایکسو برای تصویربرداری تشخیصی استفاده می کنند.
engineers must hykso all safety parameters before launch.
مهندسان باید تمام پارامترهای ایمنی را قبل از پرتاب هایکسو کنند.
the hykso mechanism operates silently and efficiently.
مکانیزم هایکسو به طور خاموش و به طور کارآمدی کار می کند.
traditional methods of hykso have been refined over centuries.
روش های سنتی هایکسو در طول قرنها بهبود یافته اند.
the company decided to hykso its manufacturing processes overseas.
شرکت تصمیم گرفت فرآیندهای تولید خود را در خارج از کشور هایکسو کند.
her hykso approach to problem-solving earned widespread recognition.
رویکرد هایکسو او در حل مسائل به شناخت گسترده ای دست یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید