hyperboles

[ایالات متحده]/[ˈhʌɪ.pə.bə.liːz]/
[بریتانیا]/[ˈhaɪ.pər.boʊ.liːz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اظهاریه یا دعوی مبالغه‌آمیز که به طور حرفی گرفته نمی‌شود؛ یک نوع ادبیات کلامی که شامل مبالغه است.

عبارات و ترکیب‌ها

using hyperboles

استفاده از تشبیهات

avoiding hyperboles

پرهیز از تشبیهات

hyperboles examples

نمونه‌های تشبیهات

full of hyperboles

پر از تشبیهات

analyzing hyperboles

تحلیل تشبیهات

recognizing hyperboles

شناسایی تشبیهات

hyperbole writing

نوشتن تشبیهات

detecting hyperboles

تشخیص تشبیهات

hyperboles technique

فن تشبیهات

creating hyperboles

ایجاد تشبیهات

جملات نمونه

i'm so hungry i could eat a horse.

چنان گرسه‌ام که می‌توانم یک اسب را بخورم.

this bag weighs a ton!

این کیف یک تن وزن دارد!

i've told you a million times not to touch that!

من به شما یک میلیون بار گفتم که آن را ندیده بگذارید!

the news hit me like a ton of bricks.

خبر به من مانند یک تن گچ زده بود.

i've got a mountain of paperwork to do.

من دارم یک کوه کارهای کاغذی را انجام می‌دهم.

he's as old as the hills.

او به‌طوری که همانقدر قدیمی است که کوه‌ها.

i'm so embarrassed i could die.

چنان خجالت‌زده‌ام که می‌توانم بی‌اختیار شوم.

the concert was the best thing that's ever happened to me.

کنسرت بهترین چیزی بود که تا به حال به من افتاده است.

my phone bill was sky-high this month.

صورت حساب تلفن من این ماه به‌طور چشم‌گیری بالا بود.

i've been waiting here for ages.

من در اینجا از دیرباز منتظر هستم.

she's as busy as a bee.

او به‌طوری که همانقدر مشغول است که یک مورچه.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید