hypersexual behavior
رفتار بیش از حد جنسی
hypersexual disorder
اختلال بیش از حد جنسی
hypersexual tendencies
گرایشهای بیش از حد جنسی
hypersexual attraction
جذابیت بیش از حد جنسی
hypersexual urges
تمایلات بیش از حد جنسی
hypersexual impulses
نجاتهای بیش از حد جنسی
hypersexual thoughts
افکار بیش از حد جنسی
hypersexual fantasies
فانتزیهای بیش از حد جنسی
hypersexual relationships
روابط بیش از حد جنسی
hypersexual identity
هویت بیش از حد جنسی
some individuals may identify as hypersexual.
برخی از افراد ممکن است خود را هایپروسکسیوال شناسایی کنند.
hypersexuality can lead to relationship issues.
هایپروسکسیالیتی می تواند منجر به مشکلات رابطه شود.
therapy can help those who feel hypersexual.
درمان می تواند به کسانی که احساس هایپروسکسیالیتی می کنند کمک کند.
he struggled with his hypersexual behavior.
او با رفتار هایپروسکسیوال خود دست و پنجه نرم کرد.
hypersexual individuals often seek validation.
افراد هایپروسکسیوال اغلب به دنبال تأیید هستند.
understanding hypersexuality is important for mental health.
درک هایپروسکسیالیتی برای سلامت روان مهم است.
they attended support groups for hypersexuality.
آنها در گروه های حمایتی برای هایپروسکسیالیتی شرکت کردند.
hypersexuality can be linked to past trauma.
هایپروسکسیالیتی می تواند به آسیب های گذشته مرتبط باشد.
education about hypersexuality is often lacking.
آموزش در مورد هایپروسکسیالیتی اغلب کم است.
many people misunderstand what it means to be hypersexual.
بسیاری از مردم نمی دانند بودن هایپروسکسیوال به چه معناست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید