hyphened

[ایالات متحده]/ˈhaɪfənd/
[بریتانیا]/ˈhaɪfənd/

ترجمه

v. با یک خط تیره ارتباط برقرار کردن
n. یک خط تیره

عبارات و ترکیب‌ها

hyphened term

جمله‌های پرسه‌شده

hyphened words

کلمات پرسه‌شده

hyphened phrases

عبارات پرسه‌شده

hyphened text

متن پرسه‌شده

hyphened names

نام‌های پرسه‌شده

hyphened list

لیست پرسه‌شده

hyphened format

فرمت پرسه‌شده

hyphened structure

ساختار پرسه‌شده

hyphened items

موارد پرسه‌شده

hyphened expression

عبارت پرسه‌شده

جملات نمونه

the hyphened words in the document were difficult to read.

کلمات دارای خط تیره در سند خواندن آنها دشوار بود.

she prefers hyphened terms for clarity in her writing.

او ترجیح می‌دهد از اصطلاحات دارای خط تیره برای وضوح در نوشته‌های خود استفاده کند.

the hyphened phrases were used to connect ideas.

عبارات دارای خط تیره برای ارتباط دادن ایده‌ها استفاده شدند.

in academic writing, hyphened adjectives are common.

در نگارش آکادمیک، صفات دارای خط تیره رایج هستند.

she submitted a hyphened version of her name for the application.

او یک نسخه دارای خط تیره از نام خود را برای درخواست ارسال کرد.

the hyphened compound words can enhance meaning.

کلمات ترکیبی دارای خط تیره می‌توانند معنا را افزایش دهند.

hyphened expressions often appear in technical documents.

عبارات دارای خط تیره اغلب در اسناد فنی ظاهر می‌شوند.

he used a hyphened format to clarify his points.

او از یک فرمت دارای خط تیره برای روشن کردن نکات خود استفاده کرد.

hyphened names can sometimes create confusion.

نام‌های دارای خط تیره گاهی اوقات می‌توانند باعث سردرگمی شوند.

many hyphened terms are found in legal texts.

بسیاری از اصطلاحات دارای خط تیره در متون حقوقی یافت می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید