hypodermal

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəˈdɜːməl/
[بریتانیا]/ˌhaɪpəˈdɜrməl/

ترجمه

adj. مربوط به لایه بافت زیر پوست؛ مربوط به لایه زیرین یک گیاه

عبارات و ترکیب‌ها

hypodermal layer

لایه هیپودرمال

hypodermal tissue

بافت هیپودرمال

hypodermal injection

تزریق هیپودرمال

hypodermal cells

سلول‌های هیپودرمال

hypodermal region

منطقه هیپودرمال

hypodermal fat

چربی هیپودرمال

hypodermal veins

وریدهای هیپودرمال

hypodermal space

فضای هیپودرمال

hypodermal plexus

شبکه هیپودرمال

hypodermal structure

ساختار هیپودرمال

جملات نمونه

the hypodermal layer plays a crucial role in skin health.

لایه هیپودرم نقش حیاتی در سلامت پوست ایفا می‌کند.

hypodermal injections can deliver medication effectively.

تزریقات هیپودرمال می‌توانند دارو را به طور مؤثر ارائه دهند.

understanding hypodermal tissue is important for dermatology.

درک بافت هیپودرم برای پوست‌شناسی مهم است.

hypodermal fat serves as an insulator for the body.

چربی هیپودرمال به عنوان یک عایق برای بدن عمل می‌کند.

researchers study hypodermal structures in various organisms.

محققان ساختارهای هیپودرمال را در موجودات مختلف مطالعه می‌کنند.

the hypodermal region can affect overall health.

ناحیه‌ی هیپودرم می‌تواند بر سلامت کلی تأثیر بگذارد.

injections into the hypodermal layer require precision.

تزریقات به لایه هیپودرمال نیاز به دقت دارد.

hypodermal tissue can be affected by various diseases.

بافت هیپودرمال می‌تواند تحت تأثیر بیماری‌های مختلف قرار گیرد.

medical professionals often examine hypodermal conditions.

متخصصان پزشکی اغلب شرایط هیپودرمال را بررسی می‌کنند.

hypodermal layers can vary significantly between species.

لایه‌های هیپودرمال می‌توانند به طور قابل توجهی بین گونه‌ها متفاوت باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید