hypostasis

[ایالات متحده]/haɪˈpɒstəsɪs/
[بریتانیا]/haɪˈpɑːstəsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جوهر یا اصل بنیادی چیزی؛ ماده یا واقعیت زیرین؛ در پزشکی، وضعیتی از انباشت مایعات در بخشی از بدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hypostasis theory

نظریه هیپوستازیس

hypostasis distinction

تمایز هیپوستازیس

hypostasis identity

هویت هیپوستازیس

hypostasis nature

طبیعت هیپوستازیس

hypostasis concept

مفهوم هیپوستازیس

hypostasis debate

بحث درباره هیپوستازیس

hypostasis relationship

ارتباط هیپوستازیس

hypostasis representation

بازنمایی هیپوستازیس

hypostasis analysis

تجزیه و تحلیل هیپوستازیس

hypostasis framework

چارچوب هیپوستازیس

جملات نمونه

the hypostasis of the divine is a central theme in theology.

واقفه یا تجسم الهی یک موضوع اصلی در الهیات است.

in philosophy, hypostasis refers to the underlying reality.

در فلسفه، واقفه به واقعیت اساسی اشاره دارد.

understanding the hypostasis of human nature can be complex.

درک واقفه طبیعت انسان می تواند پیچیده باشد.

many religious texts discuss the hypostasis of the holy spirit.

متون مذهبی زیادی در مورد واقفه روح مقدس بحث می کنند.

the concept of hypostasis is vital in metaphysical discussions.

مفهوم واقفه در بحث های متافیزیکی حیاتی است.

different cultures have varying interpretations of hypostasis.

فرهنگ های مختلف تفسیرهای متفاوتی از واقفه دارند.

in psychology, hypostasis can relate to the essence of identity.

در روانشناسی، واقفه می تواند به جوهر هویت مربوط شود.

the hypostasis of the self is explored in existential philosophy.

واقفه خود در فلسفه اگزیستانسیال مورد بررسی قرار می گیرد.

hypostasis plays a role in understanding personal beliefs.

واقفه در درک باورهای شخصی نقش دارد.

scholars debate the hypostasis of concepts in their fields.

محققان در مورد واقفه مفاهیم در زمینه های خود بحث می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید