hypostatizes

[ایالات متحده]/hɪˈpɒstətaɪz/
[بریتانیا]/hɪˈpɑːstətaɪz/

ترجمه

vt. چیزی را عینی یا واقعی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

hypostatizes reality

واقعیت را مادی می کند

hypostatizes concepts

مفاهیم را مادی می کند

hypostatizes ideas

ایده ها را مادی می کند

hypostatizes values

ارزش ها را مادی می کند

hypostatizes beliefs

باورها را مادی می کند

hypostatizes thoughts

افکار را مادی می کند

hypostatizes language

زبان را مادی می کند

hypostatizes culture

فرهنگ را مادی می کند

hypostatizes identity

هویت را مادی می کند

hypostatizes experience

تجربه را مادی می کند

جملات نمونه

he often hypostatizes his fears into tangible forms.

او اغلب ترس‌های خود را به شکل‌های ملموس تبدیل می‌کند.

in philosophy, one might hypostatizes abstract concepts.

در فلسفه، ممکن است مفاهیم انتزاعی را ملموس سازد.

the artist hypostatizes emotions through his paintings.

هنرمند احساسات را از طریق نقاشی‌های خود ملموس می‌کند.

she tends to hypostatizes her dreams as goals.

او معمولاً رویاهای خود را به عنوان اهداف ملموس می‌کند.

in literature, characters often hypostatizes societal issues.

در ادبیات، شخصیت‌ها اغلب مسائل اجتماعی را ملموس می‌کنند.

he hypostatizes the idea of success in his mind.

او ایده موفقیت را در ذهنش ملموس می‌کند.

philosophers often hypostatizes the nature of reality.

فیلسوفان اغلب ماهیت واقعیت را ملموس می‌کنند.

she hypostatizes her anxieties into physical symptoms.

او اضطراب‌های خود را به علائم فیزیکی ملموس می‌کند.

in discussions, he hypostatizes theoretical frameworks.

در بحث‌ها، او چارچوب‌های نظری را ملموس می‌کند.

they often hypostatizes their aspirations as achievable milestones.

آنها اغلب آرزوهای خود را به عنوان نقاط عطف قابل دستیابی ملموس می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید