hypothec

[ایالات متحده]/haɪˈpɒθɛk/
[بریتانیا]/haɪˈpɑːθɛk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حق رهن; منافع تأمین
Word Forms
جمعhypothecs

عبارات و ترکیب‌ها

hypothec agreement

قرارداد وثیقه

hypothec loan

وام وثیقه

hypothec property

ملک وثیقه

hypothec rights

حقوق وثیقه

hypothec security

تامین وثیقه

hypothec claim

ادعای وثیقه

hypothec interest

سود وثیقه

hypothec holder

نگهدارنده وثیقه

hypothec value

ارزش وثیقه

hypothec registration

ثبت وثیقه

جملات نمونه

he decided to hypothec his property to secure a loan.

او تصمیم گرفت ملک خود را گروی قرار دهد تا وام بگیرد.

the bank requires a hypothec on the house before approving the mortgage.

بانک قبل از تایید وام مسکن، نیاز به گروی ملک دارد.

she was hesitant to hypothec her assets for the business venture.

او در گروی دارایی های خود برای این طرح تجاری مردد بود.

the hypothec process can be complicated and requires legal advice.

فرآیند گروی می تواند پیچیده باشد و نیاز به مشاوره حقوقی دارد.

they agreed to hypothec their shares to raise capital.

آنها با گروی سهام خود برای جمع آوری سرمایه موافقت کردند.

a hypothec can help individuals obtain necessary financing.

گروی می تواند به افراد کمک کند تا تامین مالی لازم را به دست آورند.

understanding the terms of a hypothec is crucial before signing.

درک شرایط گروی قبل از امضا بسیار مهم است.

he felt secure knowing he had a hypothec on his property.

او احساس امنیت می کرد زیرا ملک خود را گروی قرار داده بود.

the hypothec agreement included all the necessary legal provisions.

قرارداد گروی شامل تمام الزامات قانونی لازم بود.

she was relieved when the bank accepted the hypothec without issues.

او از اینکه بانک بدون مشکل گروی را پذیرفت، احساس راحتی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید