hypothermias

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəˈθɜːmɪəs/
[بریتانیا]/ˌhaɪpəˈθɜrmiəs/

ترجمه

n. کاهش دمای بدن؛ یک وضعیت پزشکی ناشی از قرارگیری بیش از حد در معرض سرما

عبارات و ترکیب‌ها

severe hypothermias

گرمازادی شدید

treat hypothermias

درمان هیپوترمی

prevent hypothermias

جلوگیری از هیپوترمی

hypothermias symptoms

علائم هیپوترمی

hypothermias risk

خطر هیپوترمی

mild hypothermias

هیپوترمی خفیف

hypothermias treatment

درمان هیپوترمی

hypothermias causes

علت هیپوترمی

hypothermias recovery

بهبودی هیپوترمی

hypothermias effects

اثرات هیپوترمی

جملات نمونه

hypothermias can occur in extremely cold weather.

شیفوسیتمی می‌تواند در هوای بسیار سرد رخ دهد.

symptoms of hypothermias include shivering and confusion.

علائم شیفوسیتمی شامل لرزش و سردرگمی است.

it is important to recognize the signs of hypothermias early.

تشخیص زودهنگام علائم شیفوسیتمی مهم است.

hypothermias can be life-threatening if not treated promptly.

شیفوسیتمی می‌تواند در صورت عدم درمان سریع، تهدید کننده حیات باشد.

wearing appropriate clothing can help prevent hypothermias.

پوشیدن لباس مناسب می‌تواند به پیشگیری از شیفوسیتمی کمک کند.

outdoor activities in winter increase the risk of hypothermias.

فعالیت‌های خارج از منزل در زمستان خطر ابتلا به شیفوسیتمی را افزایش می‌دهد.

hypothermias often require immediate medical attention.

شیفوسیتمی اغلب نیاز به توجه فوری پزشکی دارد.

knowing how to treat hypothermias can save lives.

دانستن نحوه درمان شیفوسیتمی می‌تواند جان انسان‌ها را نجات دهد.

children are particularly vulnerable to hypothermias.

کودکان به طور خاص در برابر شیفوسیتمی آسیب پذیر هستند.

hypothermias can be caused by prolonged exposure to cold water.

شیفوسیتمی می‌تواند ناشی از قرار گرفتن طولانی مدت در آب سرد باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید