idealogue

[ایالات متحده]/aɪˈdɪəlɒɡ/
[بریتانیا]/aɪˈdiːəlɔːɡ/

ترجمه

n. شخصی که به یک ایدئولوژی خاص پیوسته یا به آن وفادار است؛ یک ایدئولوژیست
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

hardline idealogue

افکار ایدئولوژیک سخت گیر

political idealogue

افکار ایدئولوژیک سیاسی

religious idealogue

افکار ایدئولوژیک دینی

idealogue faction

گروه ایدئولوژیک

idealogue mindset

ذهنیت ایدئولوژیک

idealogue rhetoric

رhetoric ایدئولوژیک

diehard idealogue

افکار ایدئولوژیک خیلی سخت گیر

idealogue beliefs

معتقدات ایدئولوژیک

staunch idealogue

افکار ایدئولوژیک پایبند

idealogue argument

حُجَّت ایدئولوژیک

جملات نمونه

the political idealogue unwavering defended controversial policies despite public opposition.

ایده‌شناس سیاسی با اصرار دفاع کرد از سیاست‌های مورد جدال، در حالی که از سوی عموم مخالفت می‌شد.

she was a religious idealogue whose interpretations sparked debates within the community.

او یک ایده‌شناس دینی بود که تفسیرهایش بحث‌هایی در جامعه ایجاد کرد.

the staunch idealogue refused to compromise on core principles during negotiations.

ایده‌شناس سخت‌گیر در مذاکرات از اصل‌های اساسی خود کوتاه نیامد.

he became a radical idealogue after experiencing social injustice firsthand.

او پس از تجربه نابرابری‌های اجتماعی به صورت مستقیم، به یک ایده‌شناس رادیکال تبدیل شد.

the idealogue of marxism delivered an influential lecture at the university.

ایده‌شناس مارکسیسم یک سخنرانی مؤثر در دانشگاه ارائه داد.

she was known as an idealistic idealogue who believed in utopian social reforms.

او به عنوان یک ایده‌شناس ایده‌آل شناخته می‌شد که به اصلاحات اجتماعی ایده‌آل باور داشت.

the idealogue advocated for radical changes to the educational system.

ایده‌شناس برای تغییرات جذری در نظام آموزشی تبلیغ می‌کرد.

his writings inspired a new generation of political idealogues across the nation.

نوشته‌های او یک نسل جدید ایده‌شناسان سیاسی در سراسر کشور را الهام بخشید.

the idealogue promoted equality and justice through peaceful demonstrations.

ایده‌شناس برابری و عدالت را از طریق نمایش‌های آرامش‌بخش ترویج می‌کرد.

as a committed idealogue, she sacrificed personal comfort for her beliefs.

به عنوان یک ایده‌شناس وفادار، او راحتی شخصی خود را برای باورهایش قربانی کرد.

the idealogue's passionate speeches captivated audiences throughout the country.

خطبه‌های شوق‌انگیز ایده‌شناس جمهوری را در سراسر کشور جذب کرد.

even critics acknowledged the idealogue's intellectual honesty and depth of knowledge.

حتی منتقدان صداقت ذهنی و عمق دانش ایده‌شناس را می‌شناسند.

the idealogue remained steadfast in her convictions despite facing harsh criticism.

ایده‌شناس باقی ماند وفادار به باورهایش، در حالی که با انتقادات سخت مواجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید