idiolatry

[ایالات متحده]/ˈɪdɪɒlədri/
[بریتانیا]/ˈɪdiˌɑːlədri/

ترجمه

n. پرستش نظرات یا ایده‌های خود
شکل‌های واژه

جملات نمونه

his idiolatry towards celebrity culture is concerning.

تعصب او نسبت به فرهنگ سلبریتی‌ها نگران‌کننده است.

many people practice idiolatry without realizing it.

بسیاری از مردم بدون اینکه متوجه باشند، تعصب را تمرین می‌کنند.

she warned against the idiolatry of material possessions.

او در مورد تعصب نسبت به دارایی‌های مادی هشدار داد.

his idiolatry for the band was evident in his room.

تعصب او نسبت به گروه در اتاقش آشکار بود.

she expressed her concerns about the idiolatry in social media.

او نگرانی خود را در مورد تعصب در رسانه‌های اجتماعی ابراز کرد.

he realized his idiolatry was unhealthy and sought help.

او متوجه شد که تعصب او ناسالم است و به دنبال کمک کرد.

critics argue that idiolatry undermines genuine talent.

منتقدان استدلال می‌کنند که تعصب استعداد واقعی را تضعیف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید