illegalized

[ایالات متحده]/[ˌɪˈliːɡəlˌaɪzd]/
[بریتانیا]/[ˌɪˈliːɡəlˌaɪzd]/

ترجمه

v. غیرقانونی کردن (n, v, adj, adv, etc.)؛ تبدیل چیزی به غیرقانونی؛ قرار دادن چیزی در وضعیتی غیرقانونی؛ غیرقانونی شدن؛ قرار گرفتن در وضعیتی غیرقانونی.
adj. غیرقانونی؛ غیراش قانونی (n, v, adj, adv, etc.)

عبارات و ترکیب‌ها

illegalized activity

فعالیت غیرقانونی‌شده

being illegalized

در حال غیرقانونی‌شدن

further illegalized

بیشتر غیرقانونی‌شده

highly illegalized

به شدت غیرقانونی‌شده

already illegalized

از قبل غیرقانونی‌شده

illegalized markets

بازارهای غیرقانونی‌شده

routinely illegalized

به طور معمول غیرقانونی‌شده

severely illegalized

به شدت غیرقانونی‌شده

widely illegalized

به طور گسترده غیرقانونی‌شده

completely illegalized

به طور کامل غیرقانونی‌شده

جملات نمونه

the government has illegalized the practice of online gambling in several states.

دولت قمار آنلاین را در چندین ایالت غیرقانونی کرده است.

several businesses were illegalized for violating environmental regulations.

چندین کسب و کار به دلیل نقض مقررات زیست محیطی غیرقانونی شدند.

the sale of counterfeit goods has been illegalized to protect consumers.

فروش کالاهای تقلبی برای محافظت از مصرف کنندگان غیرقانونی شده است.

certain weapons were illegalized following the new firearms legislation.

برخی سلاح‌ها پس از تصویب قانون جدید اسلحه، غیرقانونی شدند.

the practice of insider trading has been consistently illegalized worldwide.

معاملات داخلی به طور مداوم در سراسر جهان غیرقانونی شده است.

the court has illegalized the use of certain pesticides due to health concerns.

دادگاه به دلیل نگرانی‌های بهداشتی، استفاده از برخی از سموم دفع آفات را غیرقانونی کرده است.

the production and sale of these drugs were immediately illegalized.

تولید و فروش این داروها فوراً غیرقانونی شد.

the act of poaching endangered species has been strictly illegalized.

شکار غیرقانونی گونه‌های در معرض خطر به شدت غیرقانونی شده است.

the company's operations were illegalized after repeated violations.

عملیات شرکت پس از چندین تخلف غیرقانونی شد.

the use of drones for commercial purposes was recently illegalized in some areas.

استفاده از پهپادها برای اهداف تجاری اخیراً در برخی مناطق غیرقانونی شده است.

the practice of price fixing was illegalized to promote fair competition.

برای ترویج رقابت منصفانه، دستکاری قیمت‌ها غیرقانونی شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید