illustriously famous
به طرز برجسته مشهور
illustriously known
به طرز برجسته شناخته شده
illustriously bright
به طرز برجسته درخشان
illustriously celebrated
به طرز برجسته جشن گرفته شده
illustriously achieved
به طرز برجسته به دست آمده
illustriously recognized
به طرز برجسته به رسمیت شناخته شده
illustriously distinguished
به طرز برجسته متمایز
illustriously honored
به طرز برجسته مورد احترام
illustriously renowned
به طرز برجسته مشهور
illustriously noted
به طرز برجسته مورد توجه
she has illustrated her work illustriously in the gallery.
او آثار خود را به طرز برجسته و قابل تحسینی در گالری به تصویر کشیده است.
the author has written illustriously about historical events.
نویسنده درباره رویدادهای تاریخی به طرز برجسته و قابل تحسینی نوشته است.
he has lived an illustriously successful life.
او زندگی موفق و درخشان و برجستهای داشته است.
the scientist was recognized for his illustriously groundbreaking research.
دانشمند به خاطر تحقیقات پیشگامانه و برجستهاش مورد تقدیر قرار گرفت.
they celebrated their illustriously long friendship.
آنها دوستی طولانی و درخشان و برجستهشان را جشن گرفتند.
the team played illustriously during the championship.
تیم در طول مسابقات قهرمانی به طرز برجسته و قابل تحسینی بازی کرد.
her illustriously detailed presentation impressed everyone.
ارائه تفصیلی و برجسته او همه را تحت تاثیر قرار داد.
the festival was celebrated illustriously every year.
جشنواره هر سال به طرز برجسته و قابل تحسینی جشن گرفته میشد.
he spoke of his travels illustriously at the banquet.
او درباره سفرهایش به طرز برجسته و قابل تحسینی در مهمانی صحبت کرد.
her illustriously creative ideas won her an award.
ایدههای خلاقانه و برجستهاش جایزه گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید