visuals

[ایالات متحده]/ˈvɪʒuəlz/
[بریتانیا]/ˈvɪʒuəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موادی که از نظر بصری هستند، مانند تصاویر و ویدئوها

عبارات و ترکیب‌ها

engaging visuals

تصاویر جذاب

high-quality visuals

تصاویر با کیفیت بالا

dynamic visuals

تصاویر پویا

stunning visuals

تصاویر خیره کننده

visuals presentation

ارائه تصاویر

visuals content

محتوای تصاویر

interactive visuals

تصاویر تعاملی

visuals impact

تاثیر تصاویر

visuals strategy

استراتژی تصاویر

visuals design

طراحی تصاویر

جملات نمونه

the visuals in the movie were stunning.

تصاویر فیلم خیره‌کننده بود.

we need to improve the visuals for our presentation.

ما نیاز داریم تصاویر ارائه خود را بهبود بخشیم.

the artist is known for her vibrant visuals.

هنرمند به خاطر تصاویر پر جنب و جوشش معروف است.

good visuals can enhance the learning experience.

تصاویر خوب می تواند تجربه یادگیری را افزایش دهد.

the visuals helped convey the message effectively.

تصاویر به طور موثر انتقال پیام را کمک کرد.

he focuses on creating engaging visuals for his clients.

او بر روی ایجاد تصاویر جذاب برای مشتریان خود تمرکز دارد.

the website's visuals are very appealing to users.

تصاویر وب سایت برای کاربران بسیار جذاب است.

she uses colorful visuals to attract attention.

او از تصاویر رنگارنگ برای جلب توجه استفاده می کند.

visuals play a crucial role in marketing campaigns.

تصاویر نقش مهمی در کمپین های بازاریابی ایفا می کند.

they are working on new visuals for the product launch.

آنها در حال کار بر روی تصاویر جدید برای راه اندازی محصول هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید