imbecilities

[ایالات متحده]/ˌɪm.bɪˈsɪl.ɪ.tiz/
[بریتانیا]/ˌɪm.bəˈsɪl.ɪ.tiz/

ترجمه

n. کیفیت احمق بودن یا احمقانه بودن؛ اعمال یا رفتارهایی که احمقانه یا فاقد حس هستند؛ حالت ناتوانی ذهنی

عبارات و ترکیب‌ها

utter imbecilities

نادانی آشکار

sheer imbecilities

نادانی محض

common imbecilities

نادانی رایج

social imbecilities

نادانی اجتماعی

political imbecilities

نادانی سیاسی

intellectual imbecilities

نادانی فکری

historical imbecilities

نادانی تاریخی

absurd imbecilities

نادانی مضحک

childish imbecilities

نادانی کودکانه

dangerous imbecilities

نادانی خطرناک

جملات نمونه

his imbecilities often lead to misunderstandings.

نادانی‌هايش اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شود.

we can't ignore the imbecilities of the past.

ما نمی‌توانیم نادانی‌های گذشته را نادیده بگیریم.

she was tired of his constant imbecilities.

او از نادانی‌های مداوم او خسته شده بود.

his imbecilities were a source of frustration for everyone.

نادانی‌های او منبع ناراحتی برای همه بود.

they laughed at the imbecilities of the character in the movie.

آنها به نادانی‌های شخصیت در فیلم خندیدند.

we must learn from the imbecilities of our youth.

ما باید از نادانی‌های دوران جوانی خود درس بگیریم.

the imbecilities of the decision-making process were evident.

نادانی‌های فرآیند تصمیم‌گیری آشکار بود.

his imbecilities were often overlooked by his friends.

نادانی‌های او اغلب توسط دوستانش نادیده گرفته می‌شد.

the committee was criticized for its imbecilities.

کمیته به دلیل نادانی‌های خود مورد انتقاد قرار گرفت.

she couldn't believe the imbecilities that were being said.

او نمی‌توانست باور کند که چه نادانی‌هایی گفته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید