immobilisation

[ایالات متحده]/[ˌɪmˈbɪləɪzəʃən]/
[بریتانیا]/[ˌɪmˈbɪləɪzəʃən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت بی‌حرکت بودن؛ فعالیت ایجاد کردن ناتوانی در حرکت فرد یا چیزی؛ فرآیند بی‌حرکت کردن فرد یا چیزی؛ پزشکی: فرآیند جلوگیری از حرکت برای ثابت کردن یک آسیب
v. فرد یا چیزی را ناتوان در حرکت کردن؛ فعالیت را غیرفعال یا بدون حرکت کردن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

immobilisation process

فراين ایمobilisasyon

immobilisation technique

تکنیک ایمobilisasyon

full immobilisation

ایمobilisasyon کامل

partial immobilisation

ایمobilisasyon جزئی

immobilisation risk

خطر ایمobilisasyon

immobilisation device

دستگاه ایمobilisasyon

immobilisation period

دوره ایمobilisasyon

immobilisation protocol

پروتکل ایمobilisasyon

prevent immobilisation

جلوگیری از ایمobilisasyon

جملات نمونه

the patient required temporary immobilisation of the arm after the fracture.

بیمار نیاز به موقت بی‌حرکت کردن بازو پس از شکستگی داشت.

rapid immobilisation prevented further damage to the spinal cord.

بی‌حرکت کردن سریع از آسیب بیشتر به مهره‌های فقره جلوگیری کرد.

veterinarians often use immobilisation techniques to treat injured wildlife.

پزشکی ویتالوگ‌ها اغلب از تکنیک‌های بی‌حرکت کردن برای درمان حیوانات وحشی آسیب دیده استفاده می‌کنند.

the goal of the treatment was complete immobilisation of the joint.

هدف درمان بی‌حرکت کردن کامل مفصل بود.

following surgery, a period of immobilisation is usually necessary.

پس از جراحی، مدتی از بی‌حرکت کردن معمولاً ضروری است.

the cast provided effective immobilisation of the broken leg.

پرچم بی‌حرکت کردن مؤثر پا شکسته را فراهم کرد.

careful immobilisation is crucial in managing severe ankle sprains.

بی‌حرکت کردن با دقت در مدیریت شکستگی‌های چرخ‌پا جدی حیاتی است.

the drug induced a state of muscular immobilisation in the subject.

این دارو وضعیت بی‌حرکتی عضلانی در مورد مورد مطالعه ایجاد کرد.

prolonged immobilisation can lead to muscle atrophy and stiffness.

بی‌حرکت کردن طولانی مدت می‌تواند به تباهی عضلات و سختی منجر شود.

the device ensured complete immobilisation during transportation.

این دستگاه بی‌حرکت کردن کامل را در حین حمل تضمین کرد.

post-operative immobilisation is essential for proper bone healing.

بی‌حرکت کردن پس از عمل برای بهبودی درست استخوان‌ها ضروری است.

the team focused on achieving rapid and effective immobilisation.

تیم روی دستیابی به بی‌حرکت کردن سریع و مؤثر متمرکز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید