immortalize

[ایالات متحده]/ɪˈmɔ:tlˌaɪz/
[بریتانیا]/ɪ'mɔrtəlaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. جاودانه کردن; جاویدان ساختن; جاویدان ساختن; برای همیشه مشهور ساختن

جملات نمونه

immortalize someone’s memory

برای جاودانه کردن خاطره کسی

he will be forever immortalized in the history books.

او برای همیشه در کتاب های تاریخ جاودانه خواهد شد.

Dickens' father was immortalized for ever as Mr Micawber in 'David Copperfield'.

پدر دیلنس برای همیشه به عنوان آقای میکاویر در 'دیوید کاپرفیلد' جاودانه شد.

to immortalize a moment in a photograph

برای جاودانه کردن یک لحظه در یک عکس

to immortalize a famous figure in a statue

برای جاودانه کردن یک چهره مشهور در یک مجسمه

to immortalize a love story in a novel

برای جاودانه کردن یک داستان عاشقانه در یک رمان

to immortalize a legacy through art

برای جاودانه کردن میراثی از طریق هنر

to immortalize a hero in a painting

برای جاودانه کردن یک قهرمان در یک نقاشی

نمونه‌های واقعی

Already famous by that time, Swift would become immortalized with this last great work.

در آن زمان که قبلاً مشهور بود، سوئیفت با این اثر بزرگ آخر جاودانه شد.

منبع: Advanced American English by Lai Shih-hsiung

I want 'em to be immortalized before they're gone.

می‌خواهم قبل از اینکه از بین بروند، جاودانه شوند.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

It's because the fans is that we athletes are immortalized, so thank you.

به خاطر هواداران است که ما ورزشکاران جاودانه می‌شویم، پس متشکرم.

منبع: NBA Star Speech Collection

Steiff bears immortalized Karl's likeness with a special edition bear.

خرس‌های اشتاف، چهره کارل را با یک خرس ویژه جاودانه کردند.

منبع: Idol speaks English fluently.

Or else died trying to immortalize it.

وگرنه در تلاش برای جاودانه کردن آن مرد.

منبع: English little tyrant

Famed for its natural scenery, Hangzhou and its West Lake have been immortalized by countless poets and artists.

هانگژو و دریاچه غربی آن به دلیل مناظر طبیعی‌اش توسط تعداد بی‌شماری از شاعران و هنرمندان جاودانه شده‌اند.

منبع: Travel around the world

Nine months after the night Neville wanted to immortalize.

نه ماه پس از شبی که نیویل می‌خواست آن را جاودانه کند.

منبع: English little tyrant

He was immortalizing his late wife through Sarah.

او در حال جاودانه کردن همسر مرحومش از طریق سارا بود.

منبع: English little tyrant

And the presidents immortalized on the rockface all had brutal anti-Indigenous legacies.

و روسای جمهوره‌ای که روی صخره جاودانه شده بودند، همگی میراثی خشن و ضد بومی داشتند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

American writer John Steinbeck immortalized the road in 1939 with his novel “The Grapes of Wrath.”

نویسنده آمریکایی جان اشتاین‌بک در سال 1939 با رمانش «خشم گندم» جاده را جاودانه کرد.

منبع: U.S. Route 66

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید