overcome impassabilities
غلبه بر غیرقابل عبور بودن
face impassabilities
مواجهه با غیرقابل عبور بودن
navigate impassabilities
عبور از غیرقابل عبور بودن
recognize impassabilities
تشخیص غیرقابل عبور بودن
define impassabilities
تعریف غیرقابل عبور بودن
confront impassabilities
مقابله با غیرقابل عبور بودن
accept impassabilities
پذیرش غیرقابل عبور بودن
ignore impassabilities
نادیده گرفتن غیرقابل عبور بودن
analyze impassabilities
تجزیه و تحلیل غیرقابل عبور بودن
overlook impassabilities
نادیده گذاشتن غیرقابل عبور بودن
there are many impassabilities on this route.
مسیر این نقاط غیرقابل عبور بسیاری وجود دارد.
we must find a way around the impassabilities.
ما باید راهی برای دور زدن نقاط غیرقابل عبور پیدا کنیم.
the impassabilities of the terrain made the journey difficult.
نقاط غیرقابل عبور زمین سفر را دشوار کرد.
they faced several impassabilities during their hike.
آنها در طول پیادهروی خود با چندین نقطه غیرقابل عبور روبرو شدند.
understanding the impassabilities is crucial for planning.
درک نقاط غیرقابل عبور برای برنامه ریزی بسیار مهم است.
we encountered unexpected impassabilities on our expedition.
ما در سفر خود نقاط غیرقابل عبور غیرمنتظره ای را تجربه کردیم.
the map did not indicate the impassabilities ahead.
نقشه نقاط غیرقابل عبور پیش رو را نشان نمی داد.
local knowledge can help navigate the impassabilities.
دانش محلی می تواند به عبور از نقاط غیرقابل عبور کمک کند.
they had to turn back due to the impassabilities.
آنها مجبور شدند به دلیل نقاط غیرقابل عبور برگردند.
identifying impassabilities is essential for safe travel.
شناسایی نقاط غیرقابل عبور برای سفر ایمن ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید