impassabilities

[ایالات متحده]/ɪmˌpɑːsəˈbɪlɪtiz/
[بریتانیا]/ɪmˌpæsəˈbɪlɪtiz/

ترجمه

n. حالت غیرقابل عبور

عبارات و ترکیب‌ها

overcome impassabilities

غلبه بر غیرقابل عبور بودن

face impassabilities

مواجهه با غیرقابل عبور بودن

navigate impassabilities

عبور از غیرقابل عبور بودن

recognize impassabilities

تشخیص غیرقابل عبور بودن

define impassabilities

تعریف غیرقابل عبور بودن

confront impassabilities

مقابله با غیرقابل عبور بودن

accept impassabilities

پذیرش غیرقابل عبور بودن

ignore impassabilities

نادیده گرفتن غیرقابل عبور بودن

analyze impassabilities

تجزیه و تحلیل غیرقابل عبور بودن

overlook impassabilities

نادیده گذاشتن غیرقابل عبور بودن

جملات نمونه

there are many impassabilities on this route.

مسیر این نقاط غیرقابل عبور بسیاری وجود دارد.

we must find a way around the impassabilities.

ما باید راهی برای دور زدن نقاط غیرقابل عبور پیدا کنیم.

the impassabilities of the terrain made the journey difficult.

نقاط غیرقابل عبور زمین سفر را دشوار کرد.

they faced several impassabilities during their hike.

آنها در طول پیاده‌روی خود با چندین نقطه غیرقابل عبور روبرو شدند.

understanding the impassabilities is crucial for planning.

درک نقاط غیرقابل عبور برای برنامه ریزی بسیار مهم است.

we encountered unexpected impassabilities on our expedition.

ما در سفر خود نقاط غیرقابل عبور غیرمنتظره ای را تجربه کردیم.

the map did not indicate the impassabilities ahead.

نقشه نقاط غیرقابل عبور پیش رو را نشان نمی داد.

local knowledge can help navigate the impassabilities.

دانش محلی می تواند به عبور از نقاط غیرقابل عبور کمک کند.

they had to turn back due to the impassabilities.

آنها مجبور شدند به دلیل نقاط غیرقابل عبور برگردند.

identifying impassabilities is essential for safe travel.

شناسایی نقاط غیرقابل عبور برای سفر ایمن ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید