impetuousness

[ایالات متحده]/ɪmˈpɛtʃuəsnəs/
[بریتانیا]/ɪmˈpɛtʃuəsnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت عمل کردن به صورت ناگهانی یا سریع بدون تفکر
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

impetuousness in decisions

جاه‌طلبی در تصمیم‌گیری

impetuousness of youth

جاه‌طلبی جوانی

impetuousness can harm

جاه‌طلبی می‌تواند آسیب برساند

impetuousness and regret

جاه‌طلبی و پشیمانی

impetuousness in action

جاه‌طلبی در عمل

impetuousness of thought

جاه‌طلبی در فکر

impetuousness breeds chaos

جاه‌طلبی باعث هرج و مرج می‌شود

impetuousness in relationships

جاه‌طلبی در روابط

جملات نمونه

his impetuousness often leads to rash decisions.

رفتارش عجولانه اغلب منجر به تصمیمات عجولانه می‌شود.

she regretted her impetuousness after the argument.

او پس از بحث، پشیمان بود از عجله‌اش.

impetuousness can sometimes be a double-edged sword.

گاهی اوقات عجله می‌تواند یک شمشیر دولبه‌ای باشد.

his impetuousness was evident in his reckless driving.

عجله‌اش در رانندگی بی‌احتیاط او آشکار بود.

she acted with impetuousness, ignoring the consequences.

او با عجله عمل کرد و از عواقب نادیده گرفت.

impetuousness can hinder one's ability to think clearly.

عجله می‌تواند توانایی یک فرد برای تفکر واضح را مختل کند.

his impetuousness often alienated his friends.

عجله‌اش اغلب دوستانش را از او دور می‌کرد.

she learned to temper her impetuousness with patience.

او یاد گرفت که عجله‌اش را با صبر و حوصله کنترل کند.

impetuousness can lead to missed opportunities.

عجله می‌تواند منجر به از دست دادن فرصت‌ها شود.

her impetuousness was both a strength and a weakness.

عجله‌اش هم یک نقطه قوت و هم یک نقطه ضعف بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید