implausibly

[ایالات متحده]/ɪmˈplɔː.zə.bli/
[بریتانیا]/ɪmˈplɔː.zə.bli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز دشواری قابل باور

عبارات و ترکیب‌ها

implausibly high

بسیار غیرمنطقی بالا

implausibly low

بسیار غیرمنطقی پایین

implausibly large

بسیار غیرمنطقی بزرگ

implausibly small

بسیار غیرمنطقی کوچک

implausibly fast

بسیار غیرمنطقی سریع

implausibly simple

بسیار غیرمنطقی ساده

implausibly complex

بسیار غیرمنطقی پیچیده

implausibly perfect

بسیار غیرمنطقی کامل

implausibly optimistic

بسیار غیرمنطقی خوش بینانه

implausibly detailed

بسیار غیرمنطقی دقیق

جملات نمونه

his explanation was implausibly complicated.

توضیحات او به طرز غیرقابل باوری پیچیده بود.

she implausibly claimed to have never heard of the incident.

او به طرز غیرقابل باوری ادعا کرد که هرگز در مورد این حادثه نشنیده است.

the plot of the movie was implausibly far-fetched.

طرح فیلم به طرز غیرقابل باوری دور از ذهن بود.

he implausibly suggested that aliens built the pyramids.

او به طرز غیرقابل باوری پیشنهاد کرد که بیگانگان هرم‌ها را ساخته‌اند.

the scientist's theory was deemed implausibly radical.

نظریه دانشمند به طرز غیرقابل باوری رادیکال تلقی شد.

her story was implausibly similar to a popular novel.

داستان او به طرز غیرقابل باوری شبیه یک رمان محبوب بود.

he implausibly insisted that he could run a marathon without training.

او به طرز غیرقابل باوری اصرار داشت که می‌تواند بدون تمرین ماراتن بدود.

they implausibly argued that the earth is flat.

آنها به طرز غیرقابل باوری استدلال کردند که زمین تخت است.

her implausibly optimistic view of the situation surprised everyone.

دیدگاه خوش‌بینانه و غیرقابل باور او نسبت به وضعیت، همه را شگفت‌زده کرد.

the results of the experiment were implausibly inconsistent.

نتایج آزمایش به طرز غیرقابل باوری ناسازگار بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید